.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع

.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

امیرمحسن سلطان احمدی
.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:. پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

حسين‌ بن‌ علي‌(ع) عصاره ساختار خلقت است


حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در دومین قسمت از سلسله برنامه های "نهضت سيّدالشهداء در مقام عقل و عدل" که به مناسبت ایام محرم الحرام که قبل از اخبار ساعت 21 از شبکه یک سیما پخش می شود، فرمودند: نهضت آن حضرت از نظر انديشه در مدار عقل بود و از نظر انگيزه در مدار عدل بود؛ لذا فرمود امر به معروف و نهي از منکر براي آن است که جلوي ظلم گرفته شود و عدل احيا شود. با عقل‌مداري جامعه را عالِم و آگاه کرد, با عدل‌مداري سعي کرد که جامعه را به عدل برساند.


متن کامل فرمایشات معظم له در اولین برنامه از "نهضت سيّدالشهداء در مقام عقل و عدل" در ادامه تقدیم علاقمندان می گردد.



اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
أعظم الله أُجورنا و أُجورکم بمصابنا بالحسين(عليه السلام) و جعلنا و إيّاکم من الطالبين لثاره(عليه الصلاة و عليه السّلام)

نهضت سيّدالشهداء حسين‌بن‌علي‌بن‌ابيطالب حق‌مدار بود و چون عقل و عدل در مدار حق و پيرو حقّ‌ هستند، از اين جهت عنوان بحث نهضت سيّدالشهداء(عليه السلام) در مدار عقل و عدل انتخاب شد. در نوبت قبل بيان شد که حق در قرآن کريم گاهي بر ذات اقدس الهي اطلاق مي‌شود: ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ﴾[1] که اين مقابل ندارد, گاهي بر فعل خدا اطلاق مي‌شود ﴿الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ﴾[2] که در مقابل اين باطل و گزافه‌گويي و ظلم و امثال آن مطرح است. وجود مبارک سالار شهيدان(سلام الله عليه) تابلوي نهضت خود را حق‌مداري قرار داد و قهراً چون عقل و عدل تابع حقّ‌ هستند، در چهره تابلوي نهضت آن حضرت بيش از هر چيزي جريان عقل و عدل مي‌درخشد. حضرت فرمود: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ»؛[3] مگر نمي‌بينيد جامعه حق‌مدار نيست؟! حق يعني قول خدا, فعل خدا, سنّت خدا, سيرهٴ عملي انبياي الهي که از حق دستور مي‌گيرند.

خداي سبحان حق را مصالح ساختماني جهان قرار داد؛ فرمود من آسمان و زمين را به حق خلق کردم و باطل در ساختار خلقت و نظام هستي نيست که گاهي به صورت «موجبه» و گاهي به صورت «سالبه» اين دو مطلب را ذکر مي‌کند. فرمود ما باطل‌گرا نيستيم، اهل لعب و لهو و بازي نيستيم ﴿مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ﴾[4] که اين مضمون در بخش‌هاي اثباتي و سلبي چند آيه از قرآن هست. معناي اينکه خدا فرمود ساختار نظام هستي به حق است; يعني آسمان و زمين و آنچه در آسمان و زمين هست و آنچه بين آسمان و زمين هست، مصالح ساختماني اينها حق است و با حق ساخته شد; لذا باطل در آسمان و زمين و بين آسمان و زمين جايي ندارد و اگر کسي کار باطلي کرد و حرف باطلي زد، همانند کَف روي سيل است که خودبه‌خود از بين مي‌رود؛ نظام هستي باطل نمي‌پذيرد; زيرا مصالح ساختماني اين نظام حق است.

سالار شهيدان حسين‌بن‌علي‌بن‌ابيطالب(صلوات الله و سلامه عليهما) که عصاره ساختار خلقت است، مشاهده کرده است که در توده مردم, در دستگاه حکومت, در مسئولان نظام, حق مشهود نيست: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ» و خودش هم مانند علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) حق‌محور يا حق در مدار او يا او در مدار حق بود که «عَليٌّ مَعَ الحَقِ»[5] و در اين‌جا «حسينٌ مَعَ الحَقِ»، وقتي کسي حسين‌بن‌علي را رها کرد؛ يعني حق را رها کرد و اگر حق رها شود طولي نمي‌کشد که بر اساس ﴿فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً﴾[6] از بين خواهد رفت; لذا قيام کرد تا هم حق را معرفي کند و با تعريف حق, جامعه را به عقلانيّت برساند و هم حق را اجرا کند تا جامعه را عادل کند؛ لذا نهضت آن حضرت از نظر انديشه در مدار عقل بود و از نظر انگيزه در مدار عدل بود؛ لذا فرمود امر به معروف و نهي از منکر براي آن است که جلوي ظلم گرفته شود و عدل احيا شود. با عقل‌مداري جامعه را عالِم و آگاه کرد, با عدل‌مداري سعي کرد که جامعه را به عدل برساند. الآن اگر در جهان سخني از عدل و عقل است به برکت نهضت انبيا و اوليا عموماً و به برکت نهضت سالار شهيدان حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) خصوصاً است.

اين نکته را مي‌توان در بعضي از زيارت‌هاي آن حضرت که در حرم مطهر آن حضرت خوانده مي‌شود و همچنين در زيارت «اربعين» آن حضرت مشاهده کرد؛ در چند جا اين دو نکته مدار بحث قرار گرفت: يکي در زيارتي که در حرم مطهر آن حضرت است و ديگری هم در زيارت «اربعين» و آن اين است که امام(سلام الله عليه) رفت در زيارت سالار شهيدان بگوييد «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛[7] يعني پروردگارا! حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) خون قلب, جگر  و باطن خود را داد تا مردم از نظر علم و انديشه عاقل شوند و از نظر انگيزه و عمل عادل شوند تا «مِنَ الْجَهَالَةِ» نجات پيدا کنند و از «الضَّلَالَةِ» نجات پيدا کنند، همان‌طوري که انبيا آمدند با ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ يُزَکِّيهِمْ﴾[8] دو کار اساسي را محور برنامه قرار دادند؛ يعنی يکي عقل‌مداري و ديگری عدل‌محوري که مردم را عاقل کنند تا علم صائب داشته باشند, انديشه سالم داشته باشند، حقيقت را خوب بفهمند؛ چه در علوم تجريدي و چه در نيمه‌تجريدي, چه در تجربي و نيمه‌تجربي و چه در تجريدي محض که عاقل شوند، خوب بفهمند و دانشمند شوند و عادل شوند که نه راه کسي را ببندند و نه بيراهه بروند، همان دو هدف انبيا(عليهم السلام) را سالار شهيدان(سلام الله عليه) در نهضت خود مدار کار خود قرار داد تا مردم عاقل شوند در بخش علم و عادل شوند در بخش انديشه «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»، از اين جهت سالار شهيدان وارث انبيا مي‌شود, چون انبيا براي همين دو مدار تلاش و کوشش کردند؛ وجود مبارک حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) که وارث همه انبياست، در همين دو مدار تلاش و کوشش مي‌کند؛ لذا در بسياري از اين زيارتنامه‌ها که تقريباً به منزله تبيين سيره آن حضرت و سريره آن حضرت و سنّت آن حضرت و تشريح نهضت آن حضرت است، آمده است که تو مردم را به حکمت و موعظه دعوت کردي. اگر خداي سبحان به رسول گرامي و مکرّم خود(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) فرمود: ﴿ادْعُ إِلي‏ سَبيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ﴾،[9] همين مطلب در زيارتنامه‌هاي سالار شهيدان آمده است که تو مردم را به «حکمت» و «موعظه حسنه» دعوت کرده‌اي؛ هم با «حکمت» دعوت کردي که عاقل شوند و هم با «موعظه حسنه» دعوت کردي که عادل شوند.

بنابراين وارث انبيا بودن از يک سو و حق‌مداري انبيا از سوي ديگر, عقل و عدل‌مداري انبيا از سوي سوم باعث شده است که حسين‌بن‌علي(سلام الله عليه) که وارث انبياست همين مطالب را هم در گفتار خود, هم در رفتار خود به جامعه ارائه کند؛ لذا هم از حق‌مداري و حق‌محوري سخن گفت: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ» هم از ظلم‌ستيزي و عدل‌‌دوستي و عادل‌پروري و ظالم‌کوبي سخن گفته است که اميدواريم خداي سبحان همگان را مشمول شفاعت آن ذات قدسي قرار دهد!

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»


پاورقی: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]. سوره حج, آيه6.
[2]. سوره بقره, آيه147.
[3]. تحف العقول, ص245.
[4]. سوره دخان, آيه39.
[5]. الامالی(ط ـ اسلامی)، ص89.
[6]. سوره رعد, آيه17.
[7]. تهذيب الاحکام، ج6، ص113.
[8] . سوره بقره، آيه 129.
[9]. سوره نحل, آيه125.


 


موضوعات مرتبط: عاشورا در کلام مراجع تقلید و علماء
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 10:13 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

روضه شب پنجم محرم

 


ای عمو من هواییت هستم

بعد اصغر فداییت هستم

از علیِ تو کم ندارم من

روی دست تو جان سپارم من

دست در دست عمه لرزیدم

تا صدای تو را شنیدم من

یا حسن گفته و دویدم من

دیدمت که ز پای بنشستی

صید گرگ درنده ای هستی

دیدمت روی خاک افتادی

تشنه و سینه چاک افتادی

باید از بهر تو کنم کاری

خون زاعضای تو شده جاری

وقتی جایی از بدن زخم بشه چیزی نباشه ببندی، اول می گن، دست و روی جای زخم فشار بده، به شرط اینکه یک زخم باشه، نه دو تا باشه

یک طرف حرمله کمین کرده

قصد جان تو نازنین کرده

عده ای بر حرم نظر دارند

عده ای تیغ از کف افکندند

تو زمین خورده ای و می خندند

گرچه من کودکم ولی مَردَم

از تو هرگز جدا نمی گردم

همچو زهرا سپر کنم دستم

فاطمه مذهبم اگر مستم

کار بچه رو یکسره کردند، دیدن هرجوری بخوان به حسین بزنن، این بچه بی دستم باشه مزاحم میشه، یه وقت دیدن از نزدیک حرمله گلوش و زد، کار که تموم شد، اینها بچه رو می خوان از حسین جدا کنند، حسین بچه رو نمی داد، حریف نشدند، بچه رو با حسین زدند، حسین و با عبدالله زدند، ای حسین...... خدا می دونه به دل زینب چی گذشت، این بچه از موقعه ای که به دنیا اومده امانته دست حسین، گفت:خواهر مواظب باش این نیاد، وقت اومد  یه صدایی بچه گونه بلند شد، عمو جان، کجایی؟ از لابه لای مردم همین طوری دیدی تو شلوغی یه بچه می خواد بیاد جلو، یه چیزی شده، مردم جمعند یه بچه از لای مردم می خواد بیاد جلو، هی میگه برید کنار، بذارید نفس بکشه، دورش رو خلوت کنید، بذارید هوا بیاد، الان مادرش میاد، ای وای.....یتیم نوازی نمی کنی، همچین که دست ها افتاد، یه جوری تیغ به دست ها خورد، دست نه افتاد، نه نیافتاد، به پوست آویزان شد، حسین دستاشو برداشت گذاشت رو سینه اش، آی یتیم نوازها، یه وقت بوی امام حسن علیه السلام تو کربلا پیچید، امام حسن علیه السلام اومد تو گودال که تو این جوری داری گریه می کنی، روزیه بیست و هشتم ماه صفرت رو الان بگیر، بعضی تیرها تو بدن عمو مونده، بچه زورش نمی رسه در بیاره، آخه بعضی ها میگن تیر شکسته، برا چی تیر شکسته، تو عرب رسمه، تو شکارچی ها رسمه، هرکی یه صیدی رو بزنه، تیر رو می شکنه یعنی این صید مال منه، حسین..........


 


موضوعات مرتبط: روضه خوانی و مداحی ، مقاتل عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 17:13 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

رابطه قرآن و قیام عاشورا


پیوند قرآن و قیام عاشورا پیوندی عمیق است؛ تلاوت آیات قرآن در مسیر حرکت امام‌حسین(ع) از مدینه به کربلا و ارتباط آیات تلاوت‌شده از زبان حضرت تا لحظه شهادت و پس از آن صوت قرآن از گلوی بریده، خود گواهی بر این مطلب است. در ادامه مطلب به این موضوع بیشتر پرداخته می شود.

به ادامه مطلب رجوع کنید....


 


موضوعات مرتبط: قرآن و عاشورا
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 10:44 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

امام حسین (ع) با دشمن موعظه کرد نه مذاکره


خبرگزاری فارس: امام حسین (ع) با دشمن مذاکره داشت یا موعظه؟/جهاد و مبارزه فلسفه قیام عاشوراحجت‌الاسلام والمسلمین سید کاظم میرحسینی‌ اشکوریهدف قیام امام حسین (ع) را برای تعامل و مذاکره حرف نادرستی دانست و اظهار کرد: امام حسین (ع) در هیچ صحنه‌ای از زندگی خود و واقعه کربلا تن به ذلت نداد و با احدی مذاکره نکرد.

میرحسینی اشکوری، اضافه کرد: برخی می‌گویند امام برای اتمام حجت مذاکره کرد در حالی که امام حسین (ع) در مرتبه‌ای از عطوفت و مهربانی بر خلق است که بر خود لازم می‌داند تا آنجا که ممکن است گمراهان را نجات دهد از این نظر بود که امام به لشکر دشمن فرمودند: «شتاب مکنید، می‌خواهم موعظه کنم و وظیفه‌ای را که به عهده دارم انجام دهم».

وی فلسفه قیام امام حسین(ع) را جهاد، مبارزه و مقاومت توصیف کرد و متذکر شد: کسانی که قیام امام حسین (ع) را مذاکره و تعامل معرفی کردند از دین برای جبران و توجیه شکست خود در مذاکرات هزینه می‌کنند.

استاد حوزه و دانشگاه، معرفی هدف قیام امام حسین (ع) برای مذاکره را تحریف قیام برای توجیه شکست در مذاکرات دانست و تصریح کرد: هیچ کس حتی مخالفان امام حسین (ع) نیز چنین تفسیری از قیام امام نداشته‌اند.

وی ایستادگی، مقاومت، پایداری، جهاد و شهادت را به تعامل سازنده تعبیر کردن اشتباهی فاحش و غیر قابل بخشش نامید و خاطرنشان کرد: در کربلا هیچ نشانی از مذاکره نمی‌توان یافت و تنها امام یک جا قاصدی روانه می‌کند تا یک شب از دشمن مهلت بگیرد که بتواند با خداوند راز و نیاز کند.

میرحسینی‌ اشکوری متذکر شد: عاشقان اهل بیت (ع) و عاشورائیان حقیقی وظیفه دارند از نهضت پر شور حسین (ع) و فرهنگ عاشورا پاسداری کرده و این فرهنگ پویا را از خطر تحریف حفظ کنند

منبع: فارس


 


برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 19:36 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

سلام بر محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟


موضوعات مرتبط: اشعار عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 13:2 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

دل های بارانی در رثای آقای مهربانی


با رنگ رنگ‌های خزانی این شهر، جلوه سیاهی آغاز محرم، بیش از هر هزار رنگ خزانی، چشم‌ها را می‌نوازد و گوشه‌ کنار‌های شهری که در هزارخم فراموشی لابه‌لای هیاهوی سربی خود فرو می‌رود، آرام آرام صدای کاروان عزای حسینی به گوش می‌رسد.

و روزهایی که می‌آیند تا رخوت و سکوت شهر خاکستری را با سیاهی چشم‌نواز ماتم حسین(ع) جایگزین کنند؛ و شب‌هایی که صدای سینه‌زنی در خیمه‌های برپا شده به گوش می‌رسد؛ جوانانی که هر کدام با شوقی عجیب برای برپایی خیمه آن بزرگ آزاده تاریخ، هر کدام با همه توان، خود را به کاروان عزا و ماتم اربابشان می‌رسانند.

این روزها بوی اسپند و دود و صدای ماندگار عزاداری، خبر از آمدن شور حسینی دارد که کاش با شعوری عاشورایی همراه شود. شور و شعوری که روزها میهمان کوی و برزن‌های این شهر می‌شوند تا به حرمت محرم، و به حرمت سیاهی پرچم خانه‌ها و شال‌های عزا، شعوری ژرف و ماندگار در جان‌ها به جای گذارد.

این روزها، خبر از آمدن تک رنگ زیبای عزای حسین است که شاید در قلب‌های همه آنانی که چشم‌ها و دل‌هایشان با نام عاشورا با طیف رنگ‌های ماندگار و زیبای خود پیوندی دیرین و آشکار دارد؛ پیوندی به قدمت اولین قطرات زندگی که در کامشان نهاده شد، با نام حسین و دل‌های حسینی مادران و کودکان همراه شده است.

عاشورا در میان قلب‌ها و دل‌ها زنده مانده است؛ عاشورایی که شاید باید آغاز آن را در غدیر یافت، سختی نگاه‌ها و کینه‌هایی که از همان روز در دل‌ها کاشته شد تا روزی این چنین فرزند پیغمبر(ص) را با عداوتی وصف‌ناپذیر به شهادت رسانند. کاش می‌دانستند که عاشورا تنها در عاشورا نخواهد ماند.

آنان که امروز نیز تیر‌های خشم خود را بر سر محبان حسین(ع) و خاندان او فر می‌بارند چه غافل‌اند و در چه خواب عمیقی به سر می‌برند که فراموش‌شدگان تاریخ بوده‌اند و خواهند بود.

به‌راستی قیام عاشورا در خون حسین(ع) و سربازان وفادارش از پیرترین تا نوزاد شش‌ماهه حضرت پس از هزاران سال ماندگار و جاوید است؛ اما چه کس به یاد می‌آورد یزید و یزیدیانی که تاختند تا جاودان بمانند و در خرابه‌های ستم خویش، فراموشی و لعن تاریخ را با خود همراه خواهند داشت.

و حال این روزها باز شهر و کوچه‌ها و خیمه‌های بر پا شده میهمانان کاروان حسین‌اند؛ باز صدای ناقه شتر‌ها به گوش می‌رسد، میهمانان کربلا در راه‌ند. صدای طفل شیرخواره حسین در گوش شهر آرام زمزمه می‌شود؛ خیمه‌های هاشمیان بر پا می‌شود؛ عباس(ع)، خواهر را در میان غیرت برادرانه خویش تا خیمه همراهی می‌کند؛ حسین(ع) نظاره‌گر خاندان پر ابهت عصمت است و بر صبر زینب(س) می‌نازد.

این روزها میهمانان نینوا از راه می‌رسند، تا بیعت کوفیان را دریافت کنند؛ تا با همان صلابت پیغمبری محمد(ص)، با اندک یاران در مقابل خیل عظیم و پوشالی ظلم بایستند؛ از راه می‌رسند تا شوری بر پا کنند و شعوری بیافزایند؛ تا رخوت و سردی و زنگار نشسته بر قلب‌ها را با همان کرامت اهل‌بیتی خویش بزدایند.


 


موضوعات مرتبط: دلنوشته عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:22 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

29 ذی الحجه : دیدار امام حسین (ع) با عبیدالله بن حرجیفی


کاروان امام حسین علیه السلام در روز جمعه مورخ 29 ذی الحجه سال 60 هجری قمری در حالیکه سپاه حر بن یزید ریاحی نیز او را همراهی می کرد، به القطقطانیه رسید. قطقطانیه در گذشته زندان نعمان بن منذر بود و امام حسین (ع) در این منزلگاه با عبیدالله بن حرجیفی ملاقات کرد.

 
در ادامه این گزارش وقایع کاروان کربلا در روز 28 ذی الحجه سال 60 هجری را با هم مرور می کنیم.:
 
 
"عذیب الهجانات" منطقه ای پر آب و متعلق به بنی تمیم بود که در زمان ساسانی ها لشکریان ایرانی در آنجا تجمع می کردند. کاروان امام حسین (ع) در روز پنج شنبه مورخ 28 ذی الحجه سال 60 هجری قمری به این منزلگاه رسید.
 
در "عذیب الهجانات" چهار سوار به نام های نافع بن هلال و مجمّع بن عبدالله و عمرو بن خالد و طرمّاح در حالی که اسب نافع بن هلال را یدک کرده بودند از راه رسیدند؛ راهنمای آنها طرمّاح بن عدی بود. هنگامی که بر امام حسین علیه السلام وارد شدند، حر روی به آنها کرد و گفت: «این چند نفر از مردم کوفه اند من آنها را بازداشت کرده و یا به کوفه بر می گردانم.» امام (ع) رو به حر کردند و فرمودند: «من به تو اجازه چنین کاری را نمی دهم و همانطوری که خود را از گزند تو حفظ می کنم از آنان نیز محافظت خواهم کرد، زیرا اینها نیز همانند اصحابی که با من از مدینه آمدند از یاران من به شمار می آیند، پس اگر بر آن پیمان که با من بستی استواری، آنها را رها کن و گرنه با تو می جنگم.» 
 
حر نیز ناچار از بازداشت آنان صرفنظر کرد. امام حسین (ع) از آنان خواستند تا از اوضاع و احوال کوفه برایش سخن بگویند. مجمّع بن عبدالله عایذی گفت: «به اشراف کوفه رشوه هایی گزاف دادند و چشم مال پرست آنها را پر کردند تا دلهای آنان را نسبت به بنی امیه نرم کرده باشند و اینک یک دل و یک زبان با تو دشمنی می ورزند؛ اما سایر مردم دلشان با توست؛ ولی فردا شمشیرهایشان به روی تو کشیده خواهد شد.»
 
آنگاه امام حسین از وضع فرستاده خود - قیس بن مسهر صیداوی- پرسید. گفتند: «او را حصین بن تمیم اسیر کرد و نزد عبیدالله فرستاد و او دستور داد که قیس، تو و پدرت را ناسزا گوید؛ اما قیس بر منبر رفت و بر تو و پدرت درود فرستاد و ابن زیاد و پدرش را لعنت کرد و مردم را به یاری تو خواند و آنان را از آمدنت با خبر کرد. ابن زیاد دستور داد تا او را از بالای قصر به زیر افکندند.»
در این هنگام اشک در چشمان امام (ع) حلقه زد و بر گونه اش جاری شد و این آیه را قرائت فرمود: «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا؛ پس بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.» 
 
سپس چنین دعا فرمود: «خدایا بهشت را جایگاه ما و شیعیانمان قرار ده و ما را با ایشان در سرای رحمت خود جمع کن.»
سپس امامروی به یارانش نمود و فرمود: «آیا کسی از شما راه دیگری غیر از این راه می شناسد؟»
طرمّاح گفت: «آری ای پسر رسول خدا (ص)؛ من از راه آگاهم» امام حسین (ع) فرمود: «جلوتر حرکت کن».
طرمّاح جلو افتاد و آن حضرت در پی او رفتند، پس طرماح شروع به خواندن رجز کرد و اشعاری را به زبان جاری نمود. 
 
طرمّاح به امام عرض کرد: «با شما یاران اندکی را می بینم آن چنان که همین لشکر حر هم در مبارزه بر شما غالب خواهند شد. من یک روز پیش از آمدن از کوفه مردم انبوهی را در بیرون شهر دیدم، پرسیدم که اینان کیستند؟ گفتند: لشکری است سرگرم رژه، تا آماده جنگ با حسین (ع) گردند و من تاکنون چنین لشکر عظیمی را ندیده بودم. تو را به خدا سوگند تا می توانی به آنان نزدیک نشو و اگر خواستی که در جان پناهی فرود آیی تا چاره کار خویش کنی، با من بیا تا تو را در کوه «أجأ» فرود آورم، به خدا سوگند که این کوه [از گذشته های دور] سنگر ما بوده و هست و ما را از پادشاهان غسّان و حِمَیر و نعمان بن منذر حفظ کرده است؛ به خدا سوگند هیچگاه تسلیم نشدیم و خفت و خواری اسارت را [به خاطر پناه بردن به این کوه] بر خود نخریدیم. قاصدی نزد قبیله  طی در کوه «أجأ» و «سلمی» بفرست، ده روز نمی گذرد که قبیله "طی" سواره و پیاده نزد تو آیند و تا هر زمان که خواستی نزد ما باش؛ اگر [هم در این مدت] خدای ناکرده اتفاقی رخ دهد من با تو پیمان می بندم که ده هزار مرد طائی پیش روی تو شمشیر بزنند، و تا زنده اند نگذارند دست هیچ کس به تو برسد.»
 
امام حسین (ع) به طرماح فرمود: «خداوند تو و قبیله ات را جزای خیر دهد، ما و این گروه، ( یعنی اصحاب حر) پیمانی بسته ایم که نمی توانم از آن باز گردم و معلوم نیست عاقبت کار ما و آنها به کجا می انجامد.» 
طرمّاح بن عدی می گوید: «من با امام حسین (ع) خداحافظی کردم و گفتم: "خدا شرّ جن و انس را از تو دور گرداند، من برای کسان خویش آذوقه آورده ام و نفقه آنها نزد من است، من می روم و آذوقه آنها را می رسانم و بعد به سوی تو باز می گردم، و اگر به موقع رسیدم البته تو را یاری خواهم کرد."»
امام فرمود: «اگر قصد یاری داری، شتاب کن، خدا تو را ببخشاید.»
طرمّاح می گوید: «[از سخن امام(ع)] دانستم به یاری مردان محتاج است، نزد اهل خویش رفته و کار آنها را اصلاح نموده و وصیّت کردم و در بازگشت شتاب کردم، اهل من از علّت شتابم جویا شدند، مقصود خود را گفتم و از راه بنی ثعل روانه گردیدم تا به "عذیب الهجانات" رسیدم، در بین راه سماعة بن بدر را ملاقات کردم و او خبر کشته شدن امام حسین(ع) را به من داد! پس من بازگشتم.»
منبع:باشگاه خبرنگاران

موضوعات مرتبط: روزشمار قیام
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 19:24 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

اطلاعيه نيروي انتظامي به مناسبت فرارسيدن ماه محرم الحرام

 


 

نيروي انتظامي در آستانه فرارسيدن ماه عزاي آل الله، اطلاعيه اي منتشر کرد.

 

به گزارش پايگاه خبري پليس، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در آستانه فرار رسيدن ماه محرم الحرام و عاشوراي حسيني اطلاعيه‌اي صادر کرد.

متن اطلاعيه نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به شرح ذيل است:

 

" ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه".

 

محرم ماه قيام و شهادت و احياي نهضت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران با وفاي آن حضرت است كه با قيام خود نهضت جاويدان عاشورا را بنا نهادند.

يکي از اهداف بلند نهضت عاشورا مقابله با پلشتي هاي خرافي و انحرافات تفکري حاکم بر جامعه اسلامي بوده است.به تأسي از تعاليم مکتب حسين (ع) انتظار مي رود دل دادگان حسين (ع) و محبان اهل البيت (ع) با ترويج ارزش هاي راستين مکتبي و الهام گرفتن از سيره نوراني ائمه هدي (ع) در نحوه عزاداري و احياء ياد و خاطره و افکار و اهداف سرور و سالار شهيدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسين (ع) با هرگونه تلاش ها و جريان هاي انحرافي و خرافي گري از قبيل قمه زني،استفاده از آلات و ادوات نامتعارف موسيقي و هرگونه رفتارهاي موهن مقابله هوشمندانه نموده و حقيقت هاي قدسي نهضت عاشورا را که در جلوه هاي اخلاقي، ايثار، نوع دوستي، اخوت و برادري، رعايت حقوق ديگران نمود پيدا مي کنند تبيين و ترويج نمايند.

 

نيروي انتظامي نيز همگام با اين پويش عظيم مردمي ضمن گراميداشت حماسه عظيم و باشكوه الهي عاشورا، اعتقاد دارد كه حركت‌هاي سنتي عاشورايي بايستي بيانگر و تقويت كننده پيام جهاد، ايثار، شهادت و ترجمان اسلام ناب محمدي (صلي عليه و آله و سلم) باشد.

پرواضح است نيروي انتظامي با کمال افتخار در راستاي تأمين نظم و امنيت و خدمتگزاري به مردم قدرشناس و ولايي با مشارکت و همراهي قاطبه عزاداران عزيز انجام وظيفه خواهد نمود.

 

بر اين اساس نيروي انتظامي براي برگزاري هرچه باشکوه مراسم اقامه عزا و احياي واقع کربلا توجه شهروندان محترم را به موارد ذيل جلب نموده و نسبت به رعايت آنها تأکيد مي نمايد.

 

1-ماموران انتظامي و راهنمايي و رانندگي با تلاش بي وقفه کوشش خواهند کرد با برقراري نظم و امنيت و سهولت در تردد خودروها، برشکوه و عظمت مراسم عزاداري در سراسر کشور بيفزايند، لذا به شهروندان محترم توصيه مي شود با ماموران انتظامي و راهنمايي و رانندگي در اين ايام همکاري صميمانه داشته باشند.

 

2- تاکيد مي شود مسئولان و خادمين هيأت ها و دسته هاي عزاداري به منظور صيانت از حقيقت نهضت عظيم کربلا، از انجام اعمال خرافي و دور از شأن اسلام که موجب وهن دين و مظهر بي نظمي و ناهنجاري اجتماعي است، جلوگيري نمايند.

 

3-مسئولان هيات هاي عزاداري و تکايا، از نصب هر گونه داربست در معابر عمومي که موجب مسدود شدن خيابان و يا کندي عبور و مرور مي شود جلوگيري نمايند.

 

4- توصيه مي شود در حرکت دسته هاي عزاداري و حين برگزاري مراسم عزاداري، بويژه در ساعات پاياني شب و استفاده از بلندگو، رعايت حال بيماران و افراد مسن مد نظر قرار داده شود.

 

5- مراکز110 پليس در تمامي ساعات شبانه روز آماده دريافت اطلاعات و خدمت رساني به مردم خواهند بود.


 

 


برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 8:32 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.