.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع

.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

امیرمحسن سلطان احمدی
.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:. پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

یا علی اصغر ع

تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 8:1 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

اجازه گرفتن حضرت قاسم(ع)برای رفتن به میدان و چگونگی شهادت ایشان


از مصائب سنگینی که به اهل بیت: رسید در روز عاشورا، شهادت حضرت قاسم(ع) بود.

 

در کتاب منتخب طُرِیحی، بحارالأنوار علامه مجلسی جلد چهل و پنج صفحه‌ی سی و چهار، مقاتل الطالبین، ارشاد شیخ مفید صفحه‌ی صد و هفت و طَبَری و وقعة الطف ابومخنف، لوط ابن یحیی[1]، این گونه واقعه­ی شهادت را نقل کرده‌اند:

 

 وقتی همه‌ی اصحاب شهید شدند و نوبت به فرزندان حضرت مجتبی(ع) رسید، قاسم به محضر حضرت حسین(ع) آمد، گفت: عمو اجازه‌ی رفتن می‌خواهم. حضرت(ع) فرمود: برادرزاده! تو نشانه و یادگار برادر منی، تو باش و به میدان نرو، که وجود تو دل تسلیِ من است.

 

راستی این چه مقام باعظمتی است که در سن سیزده سالگی باعث آرامش دل عمو است؟ وقتی دید عمو اجازه نمی‌دهد، به شدت اندوهگین و گریان روی زمین نشست. اصرار کرد، دید عمو اجازه نمی‌دهد. سر روی پای عمو گذاشت، یادش آمد پدرش بازوبندی به بازویش بست که در آن حرزی قرار دارد، که پدر وصیت کرده، هر گاه غصه‌دار و ناراحت شدی این بازوبند را باز کن و بخوان و معنی‌اش را بفهم و حتماً به آن عمل کن. قاسم به خودش گفت سال‌ها است که بر تو گذشته و چنین اندوه و غمی به تو هجوم نكرده، حالا باید بازوبند را باز کنی و ورقه‌ی در آن را بخوانی. وقتی باز کرد دید نوشته: فرزندم به تو سفارش می‌کنم هرگاه عمویت را در کربلا در محاصره‌ی دشمن دیدی، هرگز جنگ با دشمنان خدا و پیامبر خدا را رها مکن و از جانبازی در رکاب عمو امتناع نورز، اگر عمو اجازه‌ی رفتن نداد به او اصرار کن تا اجازه بگیری.

 

 قاسم بلند شد، نوشته را به حضرت حسین(ع) داد. امام(ع) وقتی خط برادر را دید، دست به گردن قاسم انداخت، او را در آغوش گرفت. عمو و برادر زاده آن قدر گریه کردند که به حالت بی حال شدن روی زمین افتادند. در هر صورت امام(ع) قاسم(ع) را به خیمه برد، عباس و عون و مادر قاسم را طلبید و در حضور آنان به زینب کبری(س) فرمود: صندوق مخصوص مرا بیاور، قبای حضرت مجتبی(ع) را به او پوشاند، عمامه‌ی حضرت حسن(ع) را بر سرش گذاشت. اهل بیت: با دیدن این منظره گریه‌ی شدید کردند.

 

 امام(ع) وقتی آماده شدن او را دید، فریاد زد: پسرم! آیا با پای خودت به سوی مرگ می‌روی؟ گفت: عمو! چگونه نروم در حالی که تو را میان این همه دشمن یکّه و تنها و غریب و بی‌یار می‌بینم؟ عمو جان! جانم فدای جانت. امام(ع) گریبان لباس قاسم را چاک زد، عمامه را به دو طرف صورت قاسم آویخت و به این صورت او را به میدان فرستاد که هم از چشم زخم دور باشد و هم از حرارت آفتاب.

 

 حمید ابن مسلم ازدی خبرنگار واقعه‌ی کربلا می‌گوید: دیدم نوجوانی به میدان آمد، پیراهن و لباسی کمی در برداشت و نَعلِینی عربی که بعد نَعلِین طرف چپ هم گسیخته بود، با دشمن جنگید، سی و پنج نفر را کشت، لشکر دیدند حریف او نمی‌شوند. بدنش را سنگ باران کردند. عمر ازدی گفت: به خدا قسم به او حمله می کنم و خونش را می‌ریزم. در گرما‌گرم جنگ با شمشیر فرق مبارک قاسم را شکافت. عمو را به یاری طلبید. امام(ع) مانند شاهبازی که به سرعت از بالا به پایین بیاید، به میدان تاخت. ولی وقتی رسید که دید عمر ازدی می‌خواهد سر از بدن قاسم(ع) جدا کند. حضرت(ع) شمشیرش را حواله‌ی او کرد. دست قاتل جدا شد، او قبیله‌اش را به یاری طلبید. قبیله به امام(ع) حمله کردند. جنگ سختی در‌گرفت. بدن قاسم زیر سمّ اسبان خشمگین ماند.

 

 وقتی آتش جنگ فرو نشست، امام(ع) بالای سر قاسم آمد دید پاشنه‌ی پا را برای جان کندن به زمین می‌سایید. صدا زد: برادر زاده‌ام! به خدا قسم برای عمویت بسیار سخت است که او را به یاری بطلبی و نتواند جوابت را بدهد و تو را یاری کند و نتواند برای رفع مشکل تو کاری انجام دهد. سپس سینه‌ی قاسم را به سینه گرفت، در حالی که به خاطر کوبیده شدن اعضایش زیر سمّ اسبان پایش به زمین کشیده می‌شد، او را به همان حال کنار کشته‌ی اکبر آورد و اهل بیت: را به خاطر این مصیبت سنگین امر به صبر و استقامت کرد.

پی نوشت ها:

[1] - بحارالأنوار، ج45، ص34-36، باب37؛ مقاتل الطالبین، ص88،؛ الإرشاد،-ج2، ص107-108؛ تاریخ طبری، ج3، ص330؛ وقعة الطف، ص 

منابع:

مقتل سيدالشهدا(ع)از مدينه تا مدينه

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان



موضوعات مرتبط: روضه خوانی و مداحی ، مقاتل عاشورایی ، حضرت قاسم ع
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 21:21 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

نرم افزار روضه حضرت قاسم(ع) + دانلود


شب عاشورا، امام حسین(ع) به اصحاب فرمود: فردا همه‌ی شما کشته خواهید شد، قاسم(ع) نزد عمویش آمد و عرض کرد: عمو جان من هم فردا کشته خواهم شد؟ امام او را به سینه‌اش چسباند و فرمود: مرگ در نظر تو چگونه است؟ قاسم(ع) جواب داد: از عسل شیرین‌تر است. امام به او فرمود: تو بعد از بلایی عظیم کشته می‌شوی و عبدالله شیرخوار هم شهید می‌شود. روز عاشورا قاسم(ع) خود را آماده‌ی جنگ کرد و به حضور امام حسین(ع) آمد تا از او اجازه‌ی جهاد بگیرد، امام او را در آغوش گرفت و مدتی با هم گریه کردند، سپس قاسم(ع) اجازه‌ طلبید و امام به او اجازه نمی‌داد. هرچه آن امامزاده‌ی بزرگوار در اجازه‌ی جهاد، مبالغه می‌کرد، حضرت مضایقه می‌فرمود تا آنکه بر پای عموی خود افتاد و چندان بر آن بوسه زد و گریست تا از امام اجازه گرفت.

حضرت قاسم
 

بعضی نقل می‌کنند که امام حسین(ع) هنگام روانه کردن قاسم(ع) به میدان، عمامه‌اش را دو نصف کرد نیمی از آن را مانند کفن بر تن قاسم(ع) نمود و نیمی دیگر را بر سر قاسم(ع) بست. شاید اینکه در سخن حمیدبن مسلم چهره‌ی قاسم(ع) به نیمه‌ی قرص ماه تعبیر شده از این رو بود که پارچه‌ی عمامه نیمی از صورت او را پوشانده بود. آنگاه حضرت قاسم(ع) به سوی میدان رفت و در حالیکه اشک بر گونه‌های مبارکش روان بود فرمود: اگر مرا نمی‌شناسید، من قاسم پسر حسن(ع) و نوه‌ی پیامبر(ص) هستم که برگزیده‌ای از سوی خداوند است، این عمویم حسین(ع) است که مانند اسیران، گروگان گرفته شده و در بین مردم گرفتار شده است. خدا این مردم را از باران رحمتش سیراب نسازد. سپس کارزار سختی نمود، به طوری که با آن کمی سن، تعدادی از دشمنان را کشت.

 برای دانلود اینجا کلیک کنید

• حجم: 15.45 مگابایت
 • نسخه:1.0
 • اجرا در: اندروید 2.3 به بالا
 • رمز فایل فشرده: www.yjc.ir

 


موضوعات مرتبط: دانلود ، حضرت قاسم ع ، نرم افزار عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 19:30 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

حسين‌ بن‌ علي‌(ع) عصاره ساختار خلقت است


حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در دومین قسمت از سلسله برنامه های "نهضت سيّدالشهداء در مقام عقل و عدل" که به مناسبت ایام محرم الحرام که قبل از اخبار ساعت 21 از شبکه یک سیما پخش می شود، فرمودند: نهضت آن حضرت از نظر انديشه در مدار عقل بود و از نظر انگيزه در مدار عدل بود؛ لذا فرمود امر به معروف و نهي از منکر براي آن است که جلوي ظلم گرفته شود و عدل احيا شود. با عقل‌مداري جامعه را عالِم و آگاه کرد, با عدل‌مداري سعي کرد که جامعه را به عدل برساند.


متن کامل فرمایشات معظم له در اولین برنامه از "نهضت سيّدالشهداء در مقام عقل و عدل" در ادامه تقدیم علاقمندان می گردد.



اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
أعظم الله أُجورنا و أُجورکم بمصابنا بالحسين(عليه السلام) و جعلنا و إيّاکم من الطالبين لثاره(عليه الصلاة و عليه السّلام)

نهضت سيّدالشهداء حسين‌بن‌علي‌بن‌ابيطالب حق‌مدار بود و چون عقل و عدل در مدار حق و پيرو حقّ‌ هستند، از اين جهت عنوان بحث نهضت سيّدالشهداء(عليه السلام) در مدار عقل و عدل انتخاب شد. در نوبت قبل بيان شد که حق در قرآن کريم گاهي بر ذات اقدس الهي اطلاق مي‌شود: ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ﴾[1] که اين مقابل ندارد, گاهي بر فعل خدا اطلاق مي‌شود ﴿الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ﴾[2] که در مقابل اين باطل و گزافه‌گويي و ظلم و امثال آن مطرح است. وجود مبارک سالار شهيدان(سلام الله عليه) تابلوي نهضت خود را حق‌مداري قرار داد و قهراً چون عقل و عدل تابع حقّ‌ هستند، در چهره تابلوي نهضت آن حضرت بيش از هر چيزي جريان عقل و عدل مي‌درخشد. حضرت فرمود: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ»؛[3] مگر نمي‌بينيد جامعه حق‌مدار نيست؟! حق يعني قول خدا, فعل خدا, سنّت خدا, سيرهٴ عملي انبياي الهي که از حق دستور مي‌گيرند.

خداي سبحان حق را مصالح ساختماني جهان قرار داد؛ فرمود من آسمان و زمين را به حق خلق کردم و باطل در ساختار خلقت و نظام هستي نيست که گاهي به صورت «موجبه» و گاهي به صورت «سالبه» اين دو مطلب را ذکر مي‌کند. فرمود ما باطل‌گرا نيستيم، اهل لعب و لهو و بازي نيستيم ﴿مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ﴾[4] که اين مضمون در بخش‌هاي اثباتي و سلبي چند آيه از قرآن هست. معناي اينکه خدا فرمود ساختار نظام هستي به حق است; يعني آسمان و زمين و آنچه در آسمان و زمين هست و آنچه بين آسمان و زمين هست، مصالح ساختماني اينها حق است و با حق ساخته شد; لذا باطل در آسمان و زمين و بين آسمان و زمين جايي ندارد و اگر کسي کار باطلي کرد و حرف باطلي زد، همانند کَف روي سيل است که خودبه‌خود از بين مي‌رود؛ نظام هستي باطل نمي‌پذيرد; زيرا مصالح ساختماني اين نظام حق است.

سالار شهيدان حسين‌بن‌علي‌بن‌ابيطالب(صلوات الله و سلامه عليهما) که عصاره ساختار خلقت است، مشاهده کرده است که در توده مردم, در دستگاه حکومت, در مسئولان نظام, حق مشهود نيست: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ» و خودش هم مانند علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) حق‌محور يا حق در مدار او يا او در مدار حق بود که «عَليٌّ مَعَ الحَقِ»[5] و در اين‌جا «حسينٌ مَعَ الحَقِ»، وقتي کسي حسين‌بن‌علي را رها کرد؛ يعني حق را رها کرد و اگر حق رها شود طولي نمي‌کشد که بر اساس ﴿فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً﴾[6] از بين خواهد رفت; لذا قيام کرد تا هم حق را معرفي کند و با تعريف حق, جامعه را به عقلانيّت برساند و هم حق را اجرا کند تا جامعه را عادل کند؛ لذا نهضت آن حضرت از نظر انديشه در مدار عقل بود و از نظر انگيزه در مدار عدل بود؛ لذا فرمود امر به معروف و نهي از منکر براي آن است که جلوي ظلم گرفته شود و عدل احيا شود. با عقل‌مداري جامعه را عالِم و آگاه کرد, با عدل‌مداري سعي کرد که جامعه را به عدل برساند. الآن اگر در جهان سخني از عدل و عقل است به برکت نهضت انبيا و اوليا عموماً و به برکت نهضت سالار شهيدان حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) خصوصاً است.

اين نکته را مي‌توان در بعضي از زيارت‌هاي آن حضرت که در حرم مطهر آن حضرت خوانده مي‌شود و همچنين در زيارت «اربعين» آن حضرت مشاهده کرد؛ در چند جا اين دو نکته مدار بحث قرار گرفت: يکي در زيارتي که در حرم مطهر آن حضرت است و ديگری هم در زيارت «اربعين» و آن اين است که امام(سلام الله عليه) رفت در زيارت سالار شهيدان بگوييد «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛[7] يعني پروردگارا! حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) خون قلب, جگر  و باطن خود را داد تا مردم از نظر علم و انديشه عاقل شوند و از نظر انگيزه و عمل عادل شوند تا «مِنَ الْجَهَالَةِ» نجات پيدا کنند و از «الضَّلَالَةِ» نجات پيدا کنند، همان‌طوري که انبيا آمدند با ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ يُزَکِّيهِمْ﴾[8] دو کار اساسي را محور برنامه قرار دادند؛ يعنی يکي عقل‌مداري و ديگری عدل‌محوري که مردم را عاقل کنند تا علم صائب داشته باشند, انديشه سالم داشته باشند، حقيقت را خوب بفهمند؛ چه در علوم تجريدي و چه در نيمه‌تجريدي, چه در تجربي و نيمه‌تجربي و چه در تجريدي محض که عاقل شوند، خوب بفهمند و دانشمند شوند و عادل شوند که نه راه کسي را ببندند و نه بيراهه بروند، همان دو هدف انبيا(عليهم السلام) را سالار شهيدان(سلام الله عليه) در نهضت خود مدار کار خود قرار داد تا مردم عاقل شوند در بخش علم و عادل شوند در بخش انديشه «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ»، از اين جهت سالار شهيدان وارث انبيا مي‌شود, چون انبيا براي همين دو مدار تلاش و کوشش کردند؛ وجود مبارک حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) که وارث همه انبياست، در همين دو مدار تلاش و کوشش مي‌کند؛ لذا در بسياري از اين زيارتنامه‌ها که تقريباً به منزله تبيين سيره آن حضرت و سريره آن حضرت و سنّت آن حضرت و تشريح نهضت آن حضرت است، آمده است که تو مردم را به حکمت و موعظه دعوت کردي. اگر خداي سبحان به رسول گرامي و مکرّم خود(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) فرمود: ﴿ادْعُ إِلي‏ سَبيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ﴾،[9] همين مطلب در زيارتنامه‌هاي سالار شهيدان آمده است که تو مردم را به «حکمت» و «موعظه حسنه» دعوت کرده‌اي؛ هم با «حکمت» دعوت کردي که عاقل شوند و هم با «موعظه حسنه» دعوت کردي که عادل شوند.

بنابراين وارث انبيا بودن از يک سو و حق‌مداري انبيا از سوي ديگر, عقل و عدل‌مداري انبيا از سوي سوم باعث شده است که حسين‌بن‌علي(سلام الله عليه) که وارث انبياست همين مطالب را هم در گفتار خود, هم در رفتار خود به جامعه ارائه کند؛ لذا هم از حق‌مداري و حق‌محوري سخن گفت: «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَي عَنْهُ» هم از ظلم‌ستيزي و عدل‌‌دوستي و عادل‌پروري و ظالم‌کوبي سخن گفته است که اميدواريم خداي سبحان همگان را مشمول شفاعت آن ذات قدسي قرار دهد!

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»


پاورقی: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]. سوره حج, آيه6.
[2]. سوره بقره, آيه147.
[3]. تحف العقول, ص245.
[4]. سوره دخان, آيه39.
[5]. الامالی(ط ـ اسلامی)، ص89.
[6]. سوره رعد, آيه17.
[7]. تهذيب الاحکام، ج6، ص113.
[8] . سوره بقره، آيه 129.
[9]. سوره نحل, آيه125.


 


موضوعات مرتبط: عاشورا در کلام مراجع تقلید و علماء
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 10:13 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

روضه شب پنجم محرم

 


ای عمو من هواییت هستم

بعد اصغر فداییت هستم

از علیِ تو کم ندارم من

روی دست تو جان سپارم من

دست در دست عمه لرزیدم

تا صدای تو را شنیدم من

یا حسن گفته و دویدم من

دیدمت که ز پای بنشستی

صید گرگ درنده ای هستی

دیدمت روی خاک افتادی

تشنه و سینه چاک افتادی

باید از بهر تو کنم کاری

خون زاعضای تو شده جاری

وقتی جایی از بدن زخم بشه چیزی نباشه ببندی، اول می گن، دست و روی جای زخم فشار بده، به شرط اینکه یک زخم باشه، نه دو تا باشه

یک طرف حرمله کمین کرده

قصد جان تو نازنین کرده

عده ای بر حرم نظر دارند

عده ای تیغ از کف افکندند

تو زمین خورده ای و می خندند

گرچه من کودکم ولی مَردَم

از تو هرگز جدا نمی گردم

همچو زهرا سپر کنم دستم

فاطمه مذهبم اگر مستم

کار بچه رو یکسره کردند، دیدن هرجوری بخوان به حسین بزنن، این بچه بی دستم باشه مزاحم میشه، یه وقت دیدن از نزدیک حرمله گلوش و زد، کار که تموم شد، اینها بچه رو می خوان از حسین جدا کنند، حسین بچه رو نمی داد، حریف نشدند، بچه رو با حسین زدند، حسین و با عبدالله زدند، ای حسین...... خدا می دونه به دل زینب چی گذشت، این بچه از موقعه ای که به دنیا اومده امانته دست حسین، گفت:خواهر مواظب باش این نیاد، وقت اومد  یه صدایی بچه گونه بلند شد، عمو جان، کجایی؟ از لابه لای مردم همین طوری دیدی تو شلوغی یه بچه می خواد بیاد جلو، یه چیزی شده، مردم جمعند یه بچه از لای مردم می خواد بیاد جلو، هی میگه برید کنار، بذارید نفس بکشه، دورش رو خلوت کنید، بذارید هوا بیاد، الان مادرش میاد، ای وای.....یتیم نوازی نمی کنی، همچین که دست ها افتاد، یه جوری تیغ به دست ها خورد، دست نه افتاد، نه نیافتاد، به پوست آویزان شد، حسین دستاشو برداشت گذاشت رو سینه اش، آی یتیم نوازها، یه وقت بوی امام حسن علیه السلام تو کربلا پیچید، امام حسن علیه السلام اومد تو گودال که تو این جوری داری گریه می کنی، روزیه بیست و هشتم ماه صفرت رو الان بگیر، بعضی تیرها تو بدن عمو مونده، بچه زورش نمی رسه در بیاره، آخه بعضی ها میگن تیر شکسته، برا چی تیر شکسته، تو عرب رسمه، تو شکارچی ها رسمه، هرکی یه صیدی رو بزنه، تیر رو می شکنه یعنی این صید مال منه، حسین..........


 


موضوعات مرتبط: روضه خوانی و مداحی ، مقاتل عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 17:13 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

رابطه قرآن و قیام عاشورا


پیوند قرآن و قیام عاشورا پیوندی عمیق است؛ تلاوت آیات قرآن در مسیر حرکت امام‌حسین(ع) از مدینه به کربلا و ارتباط آیات تلاوت‌شده از زبان حضرت تا لحظه شهادت و پس از آن صوت قرآن از گلوی بریده، خود گواهی بر این مطلب است. در ادامه مطلب به این موضوع بیشتر پرداخته می شود.

به ادامه مطلب رجوع کنید....


 


موضوعات مرتبط: قرآن و عاشورا
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 10:44 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

امام حسین (ع) با دشمن موعظه کرد نه مذاکره


خبرگزاری فارس: امام حسین (ع) با دشمن مذاکره داشت یا موعظه؟/جهاد و مبارزه فلسفه قیام عاشوراحجت‌الاسلام والمسلمین سید کاظم میرحسینی‌ اشکوریهدف قیام امام حسین (ع) را برای تعامل و مذاکره حرف نادرستی دانست و اظهار کرد: امام حسین (ع) در هیچ صحنه‌ای از زندگی خود و واقعه کربلا تن به ذلت نداد و با احدی مذاکره نکرد.

میرحسینی اشکوری، اضافه کرد: برخی می‌گویند امام برای اتمام حجت مذاکره کرد در حالی که امام حسین (ع) در مرتبه‌ای از عطوفت و مهربانی بر خلق است که بر خود لازم می‌داند تا آنجا که ممکن است گمراهان را نجات دهد از این نظر بود که امام به لشکر دشمن فرمودند: «شتاب مکنید، می‌خواهم موعظه کنم و وظیفه‌ای را که به عهده دارم انجام دهم».

وی فلسفه قیام امام حسین(ع) را جهاد، مبارزه و مقاومت توصیف کرد و متذکر شد: کسانی که قیام امام حسین (ع) را مذاکره و تعامل معرفی کردند از دین برای جبران و توجیه شکست خود در مذاکرات هزینه می‌کنند.

استاد حوزه و دانشگاه، معرفی هدف قیام امام حسین (ع) برای مذاکره را تحریف قیام برای توجیه شکست در مذاکرات دانست و تصریح کرد: هیچ کس حتی مخالفان امام حسین (ع) نیز چنین تفسیری از قیام امام نداشته‌اند.

وی ایستادگی، مقاومت، پایداری، جهاد و شهادت را به تعامل سازنده تعبیر کردن اشتباهی فاحش و غیر قابل بخشش نامید و خاطرنشان کرد: در کربلا هیچ نشانی از مذاکره نمی‌توان یافت و تنها امام یک جا قاصدی روانه می‌کند تا یک شب از دشمن مهلت بگیرد که بتواند با خداوند راز و نیاز کند.

میرحسینی‌ اشکوری متذکر شد: عاشقان اهل بیت (ع) و عاشورائیان حقیقی وظیفه دارند از نهضت پر شور حسین (ع) و فرهنگ عاشورا پاسداری کرده و این فرهنگ پویا را از خطر تحریف حفظ کنند

منبع: فارس


 


برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 19:36 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

سلام بر محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟


موضوعات مرتبط: اشعار عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 13:2 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.