.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع

.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:.

امیرمحسن سلطان احمدی
.:.:#ذاکرعاشورایی110 #:.:. پایگاه اختصاصی عاشورا و امام حسین ع

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

محرم که می رسید،پدرم دیگر نمی خندید


قال الرّضا عليه السّلام : 
انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ.... 
ترجمه : 
امام رضا عليه السّلام فرمود:هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود. 
امالى صدوق ، ص 111


 


موضوعات مرتبط: عاشورا در روایات
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 8:22 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

دل های بارانی در رثای آقای مهربانی


با رنگ رنگ‌های خزانی این شهر، جلوه سیاهی آغاز محرم، بیش از هر هزار رنگ خزانی، چشم‌ها را می‌نوازد و گوشه‌ کنار‌های شهری که در هزارخم فراموشی لابه‌لای هیاهوی سربی خود فرو می‌رود، آرام آرام صدای کاروان عزای حسینی به گوش می‌رسد.

و روزهایی که می‌آیند تا رخوت و سکوت شهر خاکستری را با سیاهی چشم‌نواز ماتم حسین(ع) جایگزین کنند؛ و شب‌هایی که صدای سینه‌زنی در خیمه‌های برپا شده به گوش می‌رسد؛ جوانانی که هر کدام با شوقی عجیب برای برپایی خیمه آن بزرگ آزاده تاریخ، هر کدام با همه توان، خود را به کاروان عزا و ماتم اربابشان می‌رسانند.

این روزها بوی اسپند و دود و صدای ماندگار عزاداری، خبر از آمدن شور حسینی دارد که کاش با شعوری عاشورایی همراه شود. شور و شعوری که روزها میهمان کوی و برزن‌های این شهر می‌شوند تا به حرمت محرم، و به حرمت سیاهی پرچم خانه‌ها و شال‌های عزا، شعوری ژرف و ماندگار در جان‌ها به جای گذارد.

این روزها، خبر از آمدن تک رنگ زیبای عزای حسین است که شاید در قلب‌های همه آنانی که چشم‌ها و دل‌هایشان با نام عاشورا با طیف رنگ‌های ماندگار و زیبای خود پیوندی دیرین و آشکار دارد؛ پیوندی به قدمت اولین قطرات زندگی که در کامشان نهاده شد، با نام حسین و دل‌های حسینی مادران و کودکان همراه شده است.

عاشورا در میان قلب‌ها و دل‌ها زنده مانده است؛ عاشورایی که شاید باید آغاز آن را در غدیر یافت، سختی نگاه‌ها و کینه‌هایی که از همان روز در دل‌ها کاشته شد تا روزی این چنین فرزند پیغمبر(ص) را با عداوتی وصف‌ناپذیر به شهادت رسانند. کاش می‌دانستند که عاشورا تنها در عاشورا نخواهد ماند.

آنان که امروز نیز تیر‌های خشم خود را بر سر محبان حسین(ع) و خاندان او فر می‌بارند چه غافل‌اند و در چه خواب عمیقی به سر می‌برند که فراموش‌شدگان تاریخ بوده‌اند و خواهند بود.

به‌راستی قیام عاشورا در خون حسین(ع) و سربازان وفادارش از پیرترین تا نوزاد شش‌ماهه حضرت پس از هزاران سال ماندگار و جاوید است؛ اما چه کس به یاد می‌آورد یزید و یزیدیانی که تاختند تا جاودان بمانند و در خرابه‌های ستم خویش، فراموشی و لعن تاریخ را با خود همراه خواهند داشت.

و حال این روزها باز شهر و کوچه‌ها و خیمه‌های بر پا شده میهمانان کاروان حسین‌اند؛ باز صدای ناقه شتر‌ها به گوش می‌رسد، میهمانان کربلا در راه‌ند. صدای طفل شیرخواره حسین در گوش شهر آرام زمزمه می‌شود؛ خیمه‌های هاشمیان بر پا می‌شود؛ عباس(ع)، خواهر را در میان غیرت برادرانه خویش تا خیمه همراهی می‌کند؛ حسین(ع) نظاره‌گر خاندان پر ابهت عصمت است و بر صبر زینب(س) می‌نازد.

این روزها میهمانان نینوا از راه می‌رسند، تا بیعت کوفیان را دریافت کنند؛ تا با همان صلابت پیغمبری محمد(ص)، با اندک یاران در مقابل خیل عظیم و پوشالی ظلم بایستند؛ از راه می‌رسند تا شوری بر پا کنند و شعوری بیافزایند؛ تا رخوت و سردی و زنگار نشسته بر قلب‌ها را با همان کرامت اهل‌بیتی خویش بزدایند.


 


موضوعات مرتبط: دلنوشته عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:22 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

29 ذی الحجه : دیدار امام حسین (ع) با عبیدالله بن حرجیفی


کاروان امام حسین علیه السلام در روز جمعه مورخ 29 ذی الحجه سال 60 هجری قمری در حالیکه سپاه حر بن یزید ریاحی نیز او را همراهی می کرد، به القطقطانیه رسید. قطقطانیه در گذشته زندان نعمان بن منذر بود و امام حسین (ع) در این منزلگاه با عبیدالله بن حرجیفی ملاقات کرد.

 
در ادامه این گزارش وقایع کاروان کربلا در روز 28 ذی الحجه سال 60 هجری را با هم مرور می کنیم.:
 
 
"عذیب الهجانات" منطقه ای پر آب و متعلق به بنی تمیم بود که در زمان ساسانی ها لشکریان ایرانی در آنجا تجمع می کردند. کاروان امام حسین (ع) در روز پنج شنبه مورخ 28 ذی الحجه سال 60 هجری قمری به این منزلگاه رسید.
 
در "عذیب الهجانات" چهار سوار به نام های نافع بن هلال و مجمّع بن عبدالله و عمرو بن خالد و طرمّاح در حالی که اسب نافع بن هلال را یدک کرده بودند از راه رسیدند؛ راهنمای آنها طرمّاح بن عدی بود. هنگامی که بر امام حسین علیه السلام وارد شدند، حر روی به آنها کرد و گفت: «این چند نفر از مردم کوفه اند من آنها را بازداشت کرده و یا به کوفه بر می گردانم.» امام (ع) رو به حر کردند و فرمودند: «من به تو اجازه چنین کاری را نمی دهم و همانطوری که خود را از گزند تو حفظ می کنم از آنان نیز محافظت خواهم کرد، زیرا اینها نیز همانند اصحابی که با من از مدینه آمدند از یاران من به شمار می آیند، پس اگر بر آن پیمان که با من بستی استواری، آنها را رها کن و گرنه با تو می جنگم.» 
 
حر نیز ناچار از بازداشت آنان صرفنظر کرد. امام حسین (ع) از آنان خواستند تا از اوضاع و احوال کوفه برایش سخن بگویند. مجمّع بن عبدالله عایذی گفت: «به اشراف کوفه رشوه هایی گزاف دادند و چشم مال پرست آنها را پر کردند تا دلهای آنان را نسبت به بنی امیه نرم کرده باشند و اینک یک دل و یک زبان با تو دشمنی می ورزند؛ اما سایر مردم دلشان با توست؛ ولی فردا شمشیرهایشان به روی تو کشیده خواهد شد.»
 
آنگاه امام حسین از وضع فرستاده خود - قیس بن مسهر صیداوی- پرسید. گفتند: «او را حصین بن تمیم اسیر کرد و نزد عبیدالله فرستاد و او دستور داد که قیس، تو و پدرت را ناسزا گوید؛ اما قیس بر منبر رفت و بر تو و پدرت درود فرستاد و ابن زیاد و پدرش را لعنت کرد و مردم را به یاری تو خواند و آنان را از آمدنت با خبر کرد. ابن زیاد دستور داد تا او را از بالای قصر به زیر افکندند.»
در این هنگام اشک در چشمان امام (ع) حلقه زد و بر گونه اش جاری شد و این آیه را قرائت فرمود: «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا؛ پس بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.» 
 
سپس چنین دعا فرمود: «خدایا بهشت را جایگاه ما و شیعیانمان قرار ده و ما را با ایشان در سرای رحمت خود جمع کن.»
سپس امامروی به یارانش نمود و فرمود: «آیا کسی از شما راه دیگری غیر از این راه می شناسد؟»
طرمّاح گفت: «آری ای پسر رسول خدا (ص)؛ من از راه آگاهم» امام حسین (ع) فرمود: «جلوتر حرکت کن».
طرمّاح جلو افتاد و آن حضرت در پی او رفتند، پس طرماح شروع به خواندن رجز کرد و اشعاری را به زبان جاری نمود. 
 
طرمّاح به امام عرض کرد: «با شما یاران اندکی را می بینم آن چنان که همین لشکر حر هم در مبارزه بر شما غالب خواهند شد. من یک روز پیش از آمدن از کوفه مردم انبوهی را در بیرون شهر دیدم، پرسیدم که اینان کیستند؟ گفتند: لشکری است سرگرم رژه، تا آماده جنگ با حسین (ع) گردند و من تاکنون چنین لشکر عظیمی را ندیده بودم. تو را به خدا سوگند تا می توانی به آنان نزدیک نشو و اگر خواستی که در جان پناهی فرود آیی تا چاره کار خویش کنی، با من بیا تا تو را در کوه «أجأ» فرود آورم، به خدا سوگند که این کوه [از گذشته های دور] سنگر ما بوده و هست و ما را از پادشاهان غسّان و حِمَیر و نعمان بن منذر حفظ کرده است؛ به خدا سوگند هیچگاه تسلیم نشدیم و خفت و خواری اسارت را [به خاطر پناه بردن به این کوه] بر خود نخریدیم. قاصدی نزد قبیله  طی در کوه «أجأ» و «سلمی» بفرست، ده روز نمی گذرد که قبیله "طی" سواره و پیاده نزد تو آیند و تا هر زمان که خواستی نزد ما باش؛ اگر [هم در این مدت] خدای ناکرده اتفاقی رخ دهد من با تو پیمان می بندم که ده هزار مرد طائی پیش روی تو شمشیر بزنند، و تا زنده اند نگذارند دست هیچ کس به تو برسد.»
 
امام حسین (ع) به طرماح فرمود: «خداوند تو و قبیله ات را جزای خیر دهد، ما و این گروه، ( یعنی اصحاب حر) پیمانی بسته ایم که نمی توانم از آن باز گردم و معلوم نیست عاقبت کار ما و آنها به کجا می انجامد.» 
طرمّاح بن عدی می گوید: «من با امام حسین (ع) خداحافظی کردم و گفتم: "خدا شرّ جن و انس را از تو دور گرداند، من برای کسان خویش آذوقه آورده ام و نفقه آنها نزد من است، من می روم و آذوقه آنها را می رسانم و بعد به سوی تو باز می گردم، و اگر به موقع رسیدم البته تو را یاری خواهم کرد."»
امام فرمود: «اگر قصد یاری داری، شتاب کن، خدا تو را ببخشاید.»
طرمّاح می گوید: «[از سخن امام(ع)] دانستم به یاری مردان محتاج است، نزد اهل خویش رفته و کار آنها را اصلاح نموده و وصیّت کردم و در بازگشت شتاب کردم، اهل من از علّت شتابم جویا شدند، مقصود خود را گفتم و از راه بنی ثعل روانه گردیدم تا به "عذیب الهجانات" رسیدم، در بین راه سماعة بن بدر را ملاقات کردم و او خبر کشته شدن امام حسین(ع) را به من داد! پس من بازگشتم.»
منبع:باشگاه خبرنگاران

موضوعات مرتبط: روزشمار قیام
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 19:24 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

اطلاعيه نيروي انتظامي به مناسبت فرارسيدن ماه محرم الحرام

 


 

نيروي انتظامي در آستانه فرارسيدن ماه عزاي آل الله، اطلاعيه اي منتشر کرد.

 

به گزارش پايگاه خبري پليس، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در آستانه فرار رسيدن ماه محرم الحرام و عاشوراي حسيني اطلاعيه‌اي صادر کرد.

متن اطلاعيه نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به شرح ذيل است:

 

" ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه".

 

محرم ماه قيام و شهادت و احياي نهضت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران با وفاي آن حضرت است كه با قيام خود نهضت جاويدان عاشورا را بنا نهادند.

يکي از اهداف بلند نهضت عاشورا مقابله با پلشتي هاي خرافي و انحرافات تفکري حاکم بر جامعه اسلامي بوده است.به تأسي از تعاليم مکتب حسين (ع) انتظار مي رود دل دادگان حسين (ع) و محبان اهل البيت (ع) با ترويج ارزش هاي راستين مکتبي و الهام گرفتن از سيره نوراني ائمه هدي (ع) در نحوه عزاداري و احياء ياد و خاطره و افکار و اهداف سرور و سالار شهيدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسين (ع) با هرگونه تلاش ها و جريان هاي انحرافي و خرافي گري از قبيل قمه زني،استفاده از آلات و ادوات نامتعارف موسيقي و هرگونه رفتارهاي موهن مقابله هوشمندانه نموده و حقيقت هاي قدسي نهضت عاشورا را که در جلوه هاي اخلاقي، ايثار، نوع دوستي، اخوت و برادري، رعايت حقوق ديگران نمود پيدا مي کنند تبيين و ترويج نمايند.

 

نيروي انتظامي نيز همگام با اين پويش عظيم مردمي ضمن گراميداشت حماسه عظيم و باشكوه الهي عاشورا، اعتقاد دارد كه حركت‌هاي سنتي عاشورايي بايستي بيانگر و تقويت كننده پيام جهاد، ايثار، شهادت و ترجمان اسلام ناب محمدي (صلي عليه و آله و سلم) باشد.

پرواضح است نيروي انتظامي با کمال افتخار در راستاي تأمين نظم و امنيت و خدمتگزاري به مردم قدرشناس و ولايي با مشارکت و همراهي قاطبه عزاداران عزيز انجام وظيفه خواهد نمود.

 

بر اين اساس نيروي انتظامي براي برگزاري هرچه باشکوه مراسم اقامه عزا و احياي واقع کربلا توجه شهروندان محترم را به موارد ذيل جلب نموده و نسبت به رعايت آنها تأکيد مي نمايد.

 

1-ماموران انتظامي و راهنمايي و رانندگي با تلاش بي وقفه کوشش خواهند کرد با برقراري نظم و امنيت و سهولت در تردد خودروها، برشکوه و عظمت مراسم عزاداري در سراسر کشور بيفزايند، لذا به شهروندان محترم توصيه مي شود با ماموران انتظامي و راهنمايي و رانندگي در اين ايام همکاري صميمانه داشته باشند.

 

2- تاکيد مي شود مسئولان و خادمين هيأت ها و دسته هاي عزاداري به منظور صيانت از حقيقت نهضت عظيم کربلا، از انجام اعمال خرافي و دور از شأن اسلام که موجب وهن دين و مظهر بي نظمي و ناهنجاري اجتماعي است، جلوگيري نمايند.

 

3-مسئولان هيات هاي عزاداري و تکايا، از نصب هر گونه داربست در معابر عمومي که موجب مسدود شدن خيابان و يا کندي عبور و مرور مي شود جلوگيري نمايند.

 

4- توصيه مي شود در حرکت دسته هاي عزاداري و حين برگزاري مراسم عزاداري، بويژه در ساعات پاياني شب و استفاده از بلندگو، رعايت حال بيماران و افراد مسن مد نظر قرار داده شود.

 

5- مراکز110 پليس در تمامي ساعات شبانه روز آماده دريافت اطلاعات و خدمت رساني به مردم خواهند بود.


 

 


برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 8:32 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

مداحی میثم مطیعی در دهه اول محرم 92 + دانلود


مجموعه کامل مداحی حاج میثم مطیعی در دهه اول محرم سال 1392 را در ادامه گزارش بشنوید و دانلود کنید.
شب اول محرم  ۱۳۹۲:

شب دوم محرم ۱۳۹۲ :

شب سوم محرم ۱۳۹۲ :
———————————————————————————————————
شب چهارم محرم ۱۳۹۲ :

شب پنجم محرم ۱۳۹۲ :

شب ششم محرم ۱۳۹۲ :

شب هفتم محرم ۱۳۹۲ :

شب هشتم محرم ۱۳۹۲ :

شب نهم محرم (شب تاسوعا) ۱۳۹۲ :

شب دهم محرم (شب عاشورا) ۱۳۹۲ :

شب یازدهم محرم (شام غریبان) ۱۳۹۲ :

موضوعات مرتبط: دانلود ، روضه خوانی و مداحی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 17:3 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

محرم در راه است..

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب داغ و غم تو می سوزیم

چند روز دگر محرمت می آید...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)


موضوعات مرتبط: دلنوشته عاشورایی
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , ذاکرعاشورایی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 7:51 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

25 ذی الحجه : امام حسین (ع) در راه کوفه چه خوابی دیدند؟


کاروان کربلا در روز دوشنبه مورخ 25 ذی الحجه سال 60 هجری قمری پس از گذر از "القاع" به منزلگاه پانزدهم خود یعنی "بطن العقبه" رسید. این مکان نام دشتی است که در آن منبع آبی برای بنی عکرمه  وجود داشت.

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: "حسین بن علی (ع) از «عقبة البطن» بالا رفت و سپس به یاران خود فرمود: بدرستی که من در این سفر کشته خواهم شد.

اصحاب گفتند: یا ابا عبدالله! چرا چنین می گویید؟
فرمود: به خاطر این که در خواب چنین دیدم.

اصحاب از خواب امام (ع) پرسش کردند.
فرمود: در خواب دیدم سگانی به من یورش می برند که در میان آنها سگی دو رنگ بود که از همه درّنده تر به نظر می رسید."
به نقل از برخی مورخان امام حسین (ع) در این منزل با مردی از بنی عکرمه (عمرو بن لوذان) دیدار کردند.
منبع:باشگاه خبرنگاران

موضوعات مرتبط: روزشمار قیام
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , عاشورا

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 10:40 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |

23 ذی الحجه : وصیت نامه مسلم به امام حسین (ع) رسید


کاروان امام حسین (ع) پس از گذر از "زرود" و "ثعلبیه" در روز شنبه مورخ 23 ذی الحجه سال 60 هجری قمری به "زُباله" رسیدند. زباله روستای آبادی بود که بازار آن در جاهلیت معروف بودند و دژ و مسجدی در آن وجود داشت که به بنی اسد تعلق داشت. 

 
اکثر مورخان، دریافت خبر شهادت عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر صیداوی- فرستادگان امام (ع) به کوفه- را در منزل زباله ذکر کرده اند. بعضی هم زمان دریافت این خبر را در منازل دیگر ذکر کرده اند؛ اما آنچه که صحیحتر به نظر می رسد این است که دریافت این خبر ناگوار از سوی امام حسین (ع) اولین بار در منزل زباله صورت پذیرفته است؛ ضمن اینکه این احتمال را نیز نباید از نظر دور داشت که ممکن است که خبر شهادت آنها در منازل دیگر نیز [به صورت تکراری] به اطلاع امام(ع) رسیده شده باشد.
 
روایت شده چون امام حسین علیه السلام به "زباله" رسید، فرستاده ی محمد بن اشعث و عمر بن سعد به خدمت ایشان رسید و پیام مسلم را که به عنوان وصیّت از ایشان خواسته بود که بنویسند و برای امام (ع) ببرند، تقدیم نمود. امام حسین نامه را خواند و وقتی که صحّت خبر شهادت مسلم و هانی را تأیید شده دید سخت آزرده خاطر گردید، اندوه این مصیبت زمانی شدّت بیشتری یافت که قاصد خبر شهادت قیس بن مسهر را نیز به اطلاع امام(ع) رساند.
 
 در این هنگام اشک در چشمان امام (ع) حلقه زد و بر گونه اش جاری شد و این آیه را قرائت فرمود: "فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا؛ پس بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند." 
آن حضرت خبر را برای اصحاب بیان نمود و فرمود: "خبر ناگوار و جانسوزی به ما رسیده و آن اینکه مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر به شهادت رسیده اند، و شیعیان کوفه ما را بی یار و یاور گذاشته اند، هر کس از شما بخواهد، می تواند باز گردد که بر او ملامتی نیست چرا که تعهّدی نداشته است." 
 
نقل شده بسیاری از یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام که به جهت مطامع دنیوی و به امید بدست آوردن پست و مقام با حضرت همراه شده بودند از گرد او پراکنده شدند و راه بیابان را در پیش گرفتند. تنها اهل بیت امام با تعداد کمی از یاران باوفای ایشان ماندند. گفته شده این کار امام حسین از آن روی بود که گروهی از اعراب می پنداشتند که عازم شهری می شوند که مردم آن شهر تحت فرمان امامند؛ اما امام (ع) می خواست که همراهانش آگاهانه در این مسیر گام بردارند و بدانند که با چه مشکلاتی مواجه خواهند شد. 
 
در این منزل همچنین، امام (ع) با مردی از قبیله ی بنی عکرمه به نام عمرو بن لوذان دیدار کردند. آن مرد از ایشان سؤال کرد: "عزم کجا دارید؟"
امام فرمود: "عازم کوفه هستم."
آن مرد به امام حسین گفت: "تو را به خدا سوگند که از این راه باز گرد، زیرا تو به استقبال نیزه ها و شمشیرها می روی، اگر کسانی که نامه و پیک نزد شما فرستاده اند، هزینه ی این جنگ را برعهده می گیرند و مقدمات کار را از هر جهت برای شما فراهم می آورند، به نزد آنها برو، که این عزم پسندیده ای است، ولی آن گونه که شما بیان کردید من مصلحت شما را در رفتن به سوی مردم کوفه نمی بینم."
امام حسین (ع) فرمود: "ای بنده ی خدا! آنچه را که تو گفتی بر من پوشیده نیست و رأی همان است که تو دیده ای؛ ولی بر مقدّرات الهی کسی غالب نخواهد شد."

موضوعات مرتبط: روزشمار قیام
برچسب‌ها: ذاکرعاشورایی110 , محرم , امام حسین ع , ashura , عاشورا

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 10:40 | نویسنده : امیرمحسن سلطان احمدی |
محرم که می رسید،پدرم دیگر نمی خندید
دل های بارانی در رثای آقای مهربانی
29 ذی الحجه : دیدار امام حسین (ع) با عبیدالله بن حرجیفی
اطلاعيه نيروي انتظامي به مناسبت فرارسيدن ماه محرم الحرام
مداحی میثم مطیعی در دهه اول محرم 92 + دانلود
محرم در راه است..
25 ذی الحجه : امام حسین (ع) در راه کوفه چه خوابی دیدند؟
23 ذی الحجه : وصیت نامه مسلم به امام حسین (ع) رسید
شورحسینی مردم خوزستان
20 ذی الحجه : اشک امام حسین (ع) برای قتل مسلم جاری شد
اطلس عاشورا را در نرم افزار «ثار‌الله» ببینید
بوی محرم
17 ذی الحجه : گفتگوی امام حسین (ع) با عبدالله بن مطیع عدوی
خبري كه باعث گريه امام حسين(ع) شد
15 ذی الحجه : ارسال دومین نامه امام حسین (ع) به اهالی کوفه
14 ذی الحجه: ذات العرق، منزلگاه ششم کاروان کربلا
13 ذی الحجه : کاروان کربلا به وادی الصفراء رسید
نامه استاد قرائتی به مداحان
12 ذی الحجه: ورود کاروان امام حسین (ع) به "وادی العقیق"
جلد دوم اولین روزشمار جامع تاریخ عاشورا منتشر شد
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.