
نقش نگین انگشتر سیدالشهداء (ع) عبارت بود از « اِن اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ » و به نقلی دو انگشتر داشت. برنگین یکی « لاإ لهَ إ لا الله ، عُدةٌ لِلِقأ الله » و بر دیگری «ان اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ » بود. (سفینة البحار ، ج 1، ص 377)
هر دو تعبیر، گویای روح شهادت طلب آن حضرت و مقام رضا و تسلیم او به دیدار خدا و پروردگار است .(فرهنگ عاشورا، صفحه 450)
روایت است که در دست
امام صادق (ع) انگشتر جدش حسین بن علی (ع) بود و برنگین آن نوشته بود: «لا
اِلهَ إ لا الله عُدةٌ لِلِقأ الله» (امالی صدوق ، ص 124) و این نیز که
توحید، سرمایه لقای الهی است، نشان دهنده روح خداجویی و شهادت طلبی اوست.

ذاکرعاشورایی110بیست و هشتم رجب المرجب، مصادف است با حرکت امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکه و آغاز راهی بس طولانی و غمبار، که حوادث گوناگونی برای این امام همام رقم زد. به همین منظور فعالیتهای امام حسین(ع) در مکه و کیفیت استقبال مردم مکه از ایشان را با استناد به «دانشنامه امام حسین(ع)» برای عموم علاقهمندان بازگو میکنیم. روش این کتاب 10 جلدی بدین نحو است که روایتهای مختلف را از اسناد گوناگون نقل میکند:
تاریخ الطبرى، به نقل از ابومخنف: امام حسین(ع) چون وارد مکه شد، آیه 22 سوره مبارکه «قصص» را تلاوت کرد: «وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْیَنَ قَالَ عَسَى رَبِّی أَن یَهْدِیَنِی سَوَاء السَّبِیلِ»؛ چون به سوى شهر مدین رو نهاد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست، هدایت کند».
الفتوح، ابن اعثم کوفی: حسین(ع) راه پیمود و چون به مکه مُشرِف شد و کوههاى شهر را از دور دید، شروع به تلاوت این آیه کرد: «چون به سوى شهر مَدیَنْ رو نهاد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست، هدایت کند». حضرت سیدالشهدا(ع) وارد مکّه شد و مردمان مکه، بسیار شادمان شدند. مردم، صبح و شام، نزد او رفت و آمد داشتند و این بر عبداللّه بن زبیر، گران آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وى بیعت کنند. وقتى حسین(ع) وارد مکّه شد، این بر او گران آمد؛ اما آنچه را که در دل داشت براى امام حسین (ع) آشکار نمىکرد.
عبداللّه بن زبیر، با ایشان رفت و آمد داشت، در نماز ایشان شرکت مىکرد، نزد ایشان مىنشست و به سخنان ایشان گوش مىداد؛ ولى با این همه، مىدانست که تا حسین(ع) در مکه هست، کسى از مردم مکه با او بیعت نمىکند؛ زیرا جایگاه سیدالشهداء (ع) در نزد مردمان مکه، بسى بالاتر از جایگاه پسر زبیر بود.
حسین علیه السلام راه پیمود تا به مکه رسید و در شِعب على، فرود آمد. مردم به رفت و آمد با ایشان پرداختند و حلقه حلقه نزد ایشان گرد مىآمدند و عبداللّه بن زبیر را رها کردند؛ همانان که پیش از ورود حسین علیهالسلام، نزد پسر زبیر گرد مىآمدند. این اتفاق، پسر زبیر را ناراحت کرد و دانست که تا امام حسین(ع) در آن شهر است، مردم گِرد او نخواهند آمد. از این رو صبح و شام، نزد حسین علیه السلام مىآمد.
تهذیب الکمال، طبقات الکبری: حسین(ع) و عبدالله بن زبیر، وارد مکه شدند. حسین (ع) به خانه عباس بن عبد المطلب فرود آمد. پسر زبیر، یک بُرد یمنى پوشید و ملازم حجر اسماعیل شد و مردم را بر ضد بنى امیه تحریک مىکرد.
مقتل الحسین(ع)، خوارزمى: (به نقل از احمد بن اعثم کوفى): حسین (ع) در منطقه بالاى مکه فرود آمد و در آن جا چادرى بزرگ برپا کرد. عبداللّه بن زبیر نیز در منزلش در قیقِعان، فرود آمد. سپس حسین (ع) به خانه عباس رفت و عبداللّه بن عباس، ایشان را بدان جا برد. در آن هنگام، فرماندار مکه از جانب یزید، عمر بن سعد بن عاص بود. حسین (ع) مؤذنى را به پا داشت تا با صداى بلند، اذان بگوید و مردم را به نماز فرا خواند. ابن سعد ترسید که حاجیان به سمت حسین(ع) کشیده شوند؛ چون رفت و آمد فراوانِ مردم را از تمام نقاط جهان با ایشان دید. به همین دلیل به سمت مدینه حرکت کرد و جریان را براى یزید نوشت.
البدایة والنهایة: چون مردم از مرگ معاویه و جانشینىِ یزید، باخبر شده بودند، گروه گروه بر حسین (ع) وارد مىشدند، اطراف ایشان مىنشستند و به سخنانش گوش فرا مىدادند؛ اما پسر زبیر در کنار کعبه یکسره به نماز مشغول بود و در این میان، گهگاه به همراه مردم، نزد حسین(ع). او با بودن حسین (ع) در مکه نمىتوانست در راستای اهداف درونى خود، قدمى بردارد؛ چون احترام مردم را به حسین (ع) و اینکه مردم، حسین (ع) را بر وى مقدم مىکنند، مىدانست.
همچنین مأموران مخفى و فرستادگانى به دنبال او وارد مکه شدند؛ ولى خداوند، او را بر آنان پیروز گردانید. مأموران مخفى، با سرافکندگى، از مکه بازگشتند و عبداللّه بن زبیر بر یزیدیانى که قصد نابودى او را داشتند، پیروز شد. برادرش عَمرو را کتک زد و او را به زندان افکند و قصاص کرد و به او اهانت نمود. در این هنگام، موقعیت پسر زبیر در شهرهاى حجاز، بالا رفت و آوازهاش بلند شد؛ ولى با این همه موقعیتى مانند حسین (ع) نزد مردم نداشت؛ بلکه تمایل مردم، به جانب حسین (ع) بود؛ چرا که او آقا و بزرگ و پسر دختر پیامبر خدا بود و بر روى زمین، کسى هم شأن و همتراز او نبود. البته دولت یزیدى یکسره با او دشمنى مىکرد.

ذاکرعاشورایی110صدام حسین در سال 1991 ميلادی (1370 شمسی) بهمنظور برنامهريزی برای حمله به مرقد مطهر امام حسين(ع) در كربلا و شيعيان و زوار اين مرقد، با دو پسرش «عدی» و «قصی» و «حسين كامل»، دامادش، در قصر «السجود» عراق تشكيل جلسه داد.
عدی، پسر صدام از حسين كامل میخواهد كه تمامی مناطق كربلا را بدون مشورت با صدام هدف قرار دهد و زمانی كه حسين كامل در اين رابطه با صدام مشورت میكند، ديكتاتور سابق عراق میگويد «به گنبدهای امام حسين(ع) حملهور شويد و سرها را تكه تكه كنيد».
حسين كامل از ژنرال «قيس حمزه عبود» حمله به گنبدهای مرقد امام حسين(ع) و حرم حضرت حضرت عباس را خواستار میشود و صدام نيز از وی میخواهد كه تمامی زائران اين دو حرم را مورد حمله قرار دهد و حتی كسانی را كه در بازداشت نيروهای امنيتی هستند، در همانجايی كه بازداشت میشوند، اعدام كنند.
حسين كامل با يك تانك وابسته به گارد ويژه رياست جمهوری، گنبد امام حسين(ع) را مورد هدف قرار دهد و پس از اطمينان از انجام وظيفه، صدام را در جريان اين حمله وحشيانه قرار میدهد و صدام نيز به وی وعده تجليل از سوی رژيم حاكم را میدهد.
گفتنی است، حكومت بعث عراق، براى در هم كوبيدن حركت انقلابى شيعيان اين سرزمين، در سال 1370 هجری شمسی با سلاحهای مختلف مردم را در نجف و كربلا به خاك و خون كشيد و با توپخانه، گنبد و بارگاه امام حسين(عليهالسلام) را مورد هجوم قرار داد؛ در اين هجوم ساختمان حرم اميرالمؤمنين(ع) و سيدالشهدا و حضرت ابوالفضل (عليهماالسلام) و گنبد و درها و ضريح، آسيب ديد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى ايران، حضرت امام خامنهاى (مد ظله العالی) در پی اين حمله طى اطلاعيهاى ضمن محكوم كردن تجاوزهای رژيم بعث عراق به حرمها و شهرهاى مقدس، روز پنجشنبه 8 ذى القعده 1411 قمری مصادف با دوم خرداد 1370 هجری شمسی را عزاى عمومى اعلام كردند.
درادامه مطلب تصاویر این جنایت بعثی ها نسبت به حرم مطهر امام حسین ع را مشاهده نمایید

بحث و بررسی در زندگانی الگوهای کمال و انسانیت ـ بویژه بانوان پاک دامنِ آسمانی که از خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سر برآورده اند ـ برای هر انسانِ شیفته حق و عدالت و تعالی مفید و درس آموز هست. یکی از بانوانِ کامل حضرت زینب(س)، دختر مولی الموحّدین، حضرت امام علیّ(ع) می باشد که مطالعه و مرور مراحل مختلف زندگی آن بزرگوار از ولادت تا رحلت، برای همه مردم به ویژه بانوان و دختران مسلمان و غیر مسلمان، آموزنده و عبرت آموز می باشد.
آن حضرت، الگویی از تعالی معنوی و کمالات نفسانی در جنبه های علمی، اخلاقی، تربیتی بودند که نتیجه ی آن در علم و تقوی و معاشرت و بردباری و صبر و حماسه و محبت و عشق و دل دادگی و احساس مسئولیت بروز کرده بود. در این نوشتار کوتاه، مروری به برخی از مراحل زندگانی، سیره و رفتار آن عقیله ی بنی هاشم خواهیم انداخت تا چه در نظر آید و چه مقبول افتد.
1. ولادت نور
حضرت زینب(س) بنا به قول مشهور در پنجم جمادی الاُولی سال ششم هجری در مدینه منوّره متولد شد. پیامبر اکرم(ص) نامش را زینب(به معنای درخت خوش بوی نیکو منظره ای که از بوی خوش آن افراد سر مست می شوند) گذاشت. (1) کنیه اش امّ عبدالله، امّ کلثوم، امّ العزائم، امّ هاشم، امّ المصائب، و لقبش را عالمة، عقیله ی بنی هاشم، صدّیقه ی کبری، نائبة الزهراء و بطلة کربلا گفته اند. (2)
2. در سوگ جدّ بزرگوار و مادر عزيزش
حضرت زینب(س) پنج سال داشت که رسول اکرم(ص) به ملکوت اعلی پیوست. او شاهد غم و اندوه مادرش، حضرت فاطمه زهرا(س) بود که در فراغ پدر ارجمندش، گریه می کرد و می ســوخت. زمانی نگذشت که مـــادر عزیزش، دردانه ی عصمت و طهارت، کوثر نبوی(ص) در اثر سختی ها و فشارهای روحی و جسمانی مانند هجوم به خانه ی امام علیّ(ع) و شکستن حرمت اهل بیت(ع)، غصب فدک و از دست دادن حقوقش، بی حرمتی به عصمت نبوی(ص)، در بستر بیماری افتاد و پس از 75 روز( به روایتی) و 95 روز( به روایتی دیگر) به شهادت رسید.(3)
3. ازدواج و مسئوليت پذیری
حضرت زینب(س) در سن 13 سالکی پس از خواستگاری عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، به ازدواج او در آمد.(4) و صاحب 4 فرزند، به نام های جعفر، عون، محمّد و امّ کلثوم شد. و بعضی فرزندی به نام عباس را به او نسبت داده اند. (5) مورخان نوشته اند: عون و محمد در سن 18 و 20 سالگی در کربلا در رکاب دایی عزیزشان حضرت سیّد الشهداء(ع) به فیض شهادت رسیدند. (6)
4. فضایل و کمالات انسانی
الف) علم و دانش
از حضرت امام سجاد(ع) نقل شده که خطاب به ایشان فرمود:« أنتِ بحمدالله عالمة غیرمعلّمة فَهِِمة» یعنی؛ ای عمه جان، شما دانشمندی هستی که از کسی نیاموخته ای و دانا و فهمیده ای هستی که از کسی یاد نگرفته ای!. به راستی چنین است، خانمی که از پدری همانند امام علیّ بن ابی طالب(ع) وارث علم پیامبر(ص)، و مادری همانند فاطمه ی زهرا(س)، کوثر پیامبر(ص)، متولد شده باشد و در دامان آن بزرگواران رشد و نُموّ یافته، باید چنین باشد. خصوصیت و ویژگی مرتبطین با اهل بیت(ع) چنین هستند.
حضرت زینب(س) در مسجد کوفه، مجلس درس تفسیر قرآن و احکام برقرارکرده بود و گاهی مردان نیز در جلسات ایشان شرکت می کردند. گفته می شود، عبدالله بن عباس هم از آن کسان بوده است. چنان که او نقل می کند: «بانوی خردمند ما حضرت زینب بنت علیّ(ع) چنین روایت می کند». (7)
امام حسین(ع) به خواهرش دستور داد تا احکام دینی را از طرف امام سجّاد(ع) برای بستگانش تبیین کند، او از طرف حضرت زین العابدین(ع) نیابت خاصه داشت تا احکام دینی و شرعی را برای مردم بیان کند و خانه ی آن علویه ی مکرّمه، همواره محل رفت و آمد و مراجعه مردم بود.
ب) شجاعت و جهاد و مبارزه با دشمنانان
آن حضرت، در حادثه روز عاشورا به عنوان یار و یاور برادرش بزرگوارش، حضرت سید الشهداء(ع) شرکت داشت و در آن مبارزه خونین، نقش تاریخی خود را با صبر و بردباری و پرستاری از زخمی ها و مجروحین و... ادامه داد و هرگز از دشمن اموی و منحرفین خوف و هراسی نداشت. طبق روایتی امام علیّ(ع) فرمود: « جهاد بر سه قسم است، با دست، با زبان و با دل». (8)
حضرت زینب کبری(س) با قدرت و تسلط بی نظیر به مبانی دینی و قرآنی و قدرت و تسلط بر مردم، چنان حکیمانه سخن می گفت که دهان مردم از تعجب باز می ماند!. چنان که در مجلس یزید با ابّهت و شکوهی ویژه سخن گفت که نه یزید امکان قطع سخن او را یافت و نه کسی از حاضران جرأت مخالفت پیدا کرد!. (9)
ج) استقامت در راه هدف مقدس
حضرت زینب کبری(س) پس از رخداد خونینِ کربلای حسینی، با شجاعت بی نظیر و استقامت همانند کوه خود، در کنار برادرزاده ارجمندش حضرت سیّد الساجدین(ع) به ادای وظیفه دینی پرداخت. که به نمونه هائی از آن اشاره می شود:
اول. در کوفه:
عمر بن سعد کاروان اسراء را، به گونه ای ترتیب داده بود تا سپیده دم دوازدهم محرم الحرام به شهر کوفه برسند. کاروان خسته و غم بار از مشکلات و دشواری های روزهای قبل در حالی که سرهای مقدّس و مطهّر شهداء بر نیزه ها بود، نزد عبیدالله بن زیاد برده شدند. او با چوبی که در دست داشت به لب ها و دندان های سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) می زد!؟... . حضرت زینب(س) که کهنه ترین جامه های خود را پوسیده بود با اُبّهت و جلالی هر چه تمام تر، قدم پیش نهاد و در گوشه ای نشست!. عبیدالله بن زیاد (لع) سؤال کرد این زن کیست؟ پاسخی نشنید تا اینکه یکی گفت: این زینب دختر علیّ(ع) و فاطمه(س) است. عبید الله گفت: سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و کشت!؟. حضرت زینب(س) اظهار داشت: سپاس خداوندی را که نبیّ خاتم حضرت محمّد بن عبدالله(ص) را گرامی داشت و ما را پاک و پاکیزه نمود. تو ای عبیدالله، تبه کار، رسوا و بدکاره ای؟ عبیدالله گفت: ببین خدا با خانواده ات چه کرد؟ حضرت فرمود: «ما رأیت الاّ جمیلا...» یعنی؛ غیر از زیبایی چیزی نمی بینم. مطمئن باش که به زودی خداوند میان آنان(شهداء) و تو قضاوت خواهد کرد. مادرت به عزایت بنشنید ای پسر مرجانه!.
دوم. در مجلس یزید در شام:
اسیران را به طرف قصر یزید بن معاویه(لع) حرکت دادند، درحالی که یزید(لع) اشعار ابن زِبَعری را می خواند که بوی کفر و شرک و بی دینی از آن می آمد!؟. این صحنه برای امام سجّاد(ع) و حضرت زینب(س) بسیار تلخ و دشوار بود! امام سجاد(ع) خطاب به یزید فرمود: چه می گویی در حالی که جدّ ما رسول الله(ص) هست!. در این مجلس وقتی یکی از شامیان از یزید خواست تا فاطمه بنت الحسین(ع) را به عنوان کنیز به او بدهد، حضرت زینب(س) فرمود: نه تو و نه یزید چنین حق و جرأتی ندارند. وقتی جسارت یزید را مشاهده کرد فرمودند: تو امیر و مسلط هستی. از روی ظلم و ستم دشنام می دهی و تندی می کنی و زور می گویی. در این موقع یزید ساکت شد و ادامه نداد!. آری این چنین هست جرأت، هیبت و ابّهت اهل بیت(ع) که با شجاعت و منطق، دلهره در دل دشمنانان می انداختند به طوری که آنان را به عقب نشینی وادار می کردند. حضرت زینب(س) در ادامه سخنانش مردم را منقلب کرد و با قرائت آیات قرآن و استدلال به تفسیر و تاویل واقعی آن ها، بنیان ظلم و ستم اُمویان را افشا و بر حقّانیت راه پیامبر اعظم(ص) و خاندانش شهادت داد به طوری که مردم کم کم بیدار شدند و به عمق ظلم و ستم و فساد خاندان بنی امیه پی بردند!. (10)
سوم. در مدینه:
کاروان خسته و غم ناک اهل بیت(ع)، پس از تحمّل سختی های راهِ طولانی شام به مدینه، وارد شهر شدند. نسیم بوی آشنای شهر پیامبر(ص) به مشام کاروانیان می رسید، اما آن ها که در هنگام خروج از مدینه با حضرت امام حسین(ع) حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر(ع) و... بودند، اینک آن ها به ملکوت اعلی پیوسته اند و اســــراء تنها شده اند! . فقدان آن ها بر اعضای کاروان سنگینی می کرد ولی چاره ای نبود و تسلیم قضا و قدر الهی بودند. آن ها خوش حال از این که مأموریت محوله را به خوبی انجام داده اند. کاروان اسراء با حزن و اندوه و گریه و اشک مردم مدینه به زیارت قبر مطهّر پیامبر اکرم(ص) رفتند و حضرت زینب(س) با چشمانی گریان، خطاب به رسول خدا(ص) عرض کرد: « یا جدّاه، انّی ناعیة الیک وَلَدک الحسین[ع]» یعنی، ای جدّ بزرگوار و عزیزم، با حزن و اندوه خبر کشته شدن فرزندت حسین(ع) را آورده ام. گروهی برای تسلیت به خانه عبدالله بن جعفر رفتند و عبدالله گفت: «خدا را شکر که بچه هایم فدای حسین(ع) شدند و جانشان را برای او دادند». سپس حضرت زینب(س) به دیدار امّ البنین[مادر حضرت عباس(ع)] رفت و او را دل داری داد. بنی هاشم با حالت عزاداری بر شهدای کربلا در بقیع اجتماع کردند و نوحه های جان گداز سر دادند و بعضی از اعضای کاروان کربلا، به نوحه سرایی و بیان حوادث، سختی ها و شجاعت و چگونگی جان فشانی شهداء و مقاومت اسراء پرداختند. خانواده پیامبر(ص) عزا دار و سیاه پوش شدند و دیگر شادی نکردند!. حضرت زینب(س) در کنار امام سجّاد(ع) چگونگی حوادث واقعه کربلا را برای مردم بازگو می کردند و اظهار می داشتند آن ها همه ی این مصائب را به خاطر خدا تحمل کردند و مانند کوه استوار، لحظه ای از خدا غافل نبودند. در نتیجه حضرت امام زین العابدین(ع) و حضرت زینب(س) و سائر اسراء، پاسدار حقیقی و واقعی ثار الله(خون خدا) شدند و نگذاشتند نهضت و حماسه ی جان گداز و خونین کربلا فراموش شود. حادثه ای که موجب حفظ و بقای اسلام از انحرافات و کجی ها شد و بنیان و اساس حکّام فاسق و بی دین و بنی امیه را نابود کرد.(11)
« سلامٌ علیها یوم وُلِدت و یوم تٌوفیّت و یوم تٌبعث حیّا»
ــــــــــــــــــــــــ
پی نوشتها:
1. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(ع) 3: 357.
2. مسعودی، مروج الذهب... 3: 63؛ ابن الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبيين : 95؛ محمّد زاده، مرضيه؛ بانوی آفتاب: 26.
3. اربلّی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة(ع) 2: 63.
4. ابن سعد، الطبقات الکبری 6: 100.
5. همان 8: 341؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(ع) 4: 122.
6. مفيد، الإرشاد... 2: 248؛ ابو الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبيين: 122.
7. ابو الفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبيين: 95؛ صدوق، کمال الدين، باب 45 ح37.
8. نهج البلاغة، حکمت 375.
9. ابومخنف، وقعة الطف (تحقيق: يوسفی غروی) 262؛ سيّد ابن طاووس، الملهوف...191.
10. سيد ابن طاووس، الملهوف... : 315؛ طبرسی، الاحتجاج 2: 122.
11. مجلسی، بحار الأنوار... 45: 124؛ سيد ابن طاووس، الملهوف... : 240؛ ادب الطف 1: 71.

در این روز در حالی که مراسم عزاداری در این مکان برقرار بود از ضریح و دیوارهای متصل به قبر شریف، مایعی شبیه به خون سرازیر شد.
در این لحظات عده زیادی از مؤمنين برای مشاهده این صحنه در اطراف قبر شریف حضرت خوله(س) تجمع کردند. همچنین تعدادی از علماء و روحانیون این واقعه را از نزدیک مشاهده نمودند.
شایان ذکر است در عاشورای گذشته نیز مقداری از تربت اصل حسيني که در موزه آستان مقدس كربلاء وجود دارد تبدیل به خون شد.
در سفر شام کاروان اسرای کربلا، بانویی به نام «خوله» دختر امام حسین (ع) در اثر تألمات این سفر در شهر تاریخی بعلبک به شهادت رسید و در همین شهر به خاک سپرده شد. اکنون مزار ایشان همچون چراغی فروزان به محل زیارت و برگزاری مراسم های شیعیان لبنان و خصوصا بعلبک تبدیل شده است.
تصاویر این رخداد را در ادامه مطلب مشاهده نمایید:
موج وبلاگی محکومیت هتک حرمت مقابر اصحاب پیامبر اسلام ص
ذاکر عاشورایی 110 اقدام وهابیت در هتک حرم مرقد حجربن عدی و جعفرطیار را محکوم می نماید.
جهت شرکت در موج وبلاگی محکومیت این اقدام وهابیت خبیث روی عکس زیر کلیک نموده و شرکت کنید:
کتاب
مذکور در شش فصل اصلی شرح حال، فضایل و مناقب، ویژگیهای اخلاقی و سیره
عملی، موضعگیریهای سیاسی و اجتماعی، امام حسین(ع) و واقعه عاشورا و
سخنان حکیمانه تهیه، تدوین و تنظیم شده است.
موضوعاتی
چون شمایل ظاهری، نقش انگشتر، همسر و فرزندان، ویژگیهای موروثی و نقش
رسول خدا(ص) در تربیت در فصل اول و مصداق آیه تطهیر، از منظر پدر و برادر،
از منظر اندیشمندان و اصحاب در فصل دوم و همچنین عبودیت و بندگی حق، جود و
کرم، حسن خلق، خانواده دوستی و تواضع در همنشینی با نیازمندان در فصل سوم
مطرح شده است.
در فصل چهارم نیز به موضوعاتی
مانند مخالفان بیعت با یزید، سیاست تطمیع، موضعگیری امام حسین(ع) در زمان
معاویه، علت و انگیزه قیام و در فصل پنجم نیز به اتمام حجت با دشمن، سخنان
زهیر بن قین، تحول حربن یزید ریاحی، شهادت بنی هاشم، تعداد شهدای کربلا و
در فصل پنجم به موضوعاتی چون توصیف خدا، مقام تسلیم و رضا، توکل، زهد،
بیوفایی دنیا، آزادگی، حقالناس و پرهیز از بیهوده کاری پرداخته شده
است.
در بخشی از این کتاب آمده است: امام حسین(ع)
به تصریح شیعه و سنی، در زمره اهل بیتی است که به نص قرآن از هرگونه کژی و
خطا به دور است، بنابراین گفتوگو درباره امام حسین(ع) گفتمان قرآنی و
وحدتآفرین است.
در ادامه آورده شده است: محبت به آن حضرت اختصاص به مذهب خاصی ندارد و همه مسلمانان به او عشق میورزند و او را مقتدای خود
میداانند.
برهمین اساس، کتاب حاضر بر آن است تا گوشهای از فضایل و سیره الهی آن
حضرت در منابع اهل سنت را جهت پشتیبانی از برنامههای رسانه ملی بازنمایی و
بازخوانی نماید.
در دیباچه این کتاب آمده است: پرداختن به زندگانی امام(ع) آثار متعددی دارد که از آن جمله میتوان به الگوسازی برای نسل جوان،
فرهنگسازی
برای ارتقای اخلاق فاضله در جامعه، آشنایی مردم مسلمان جهان با شخصیتهای
مهم صدر اسلام، زمینهسازی برای ایجاد وحدت در بین مسلمانان و کاهش
اختلافات مذهبی اشاره کرد.
در دیباچه کتاب آمده
است: شایسته است رسانه ملی که وظیفه رشد اخلاقی و پالایش درونی افراد و
ایجاد همدلی بین مسلمانان را برعهده دارد، با پرداختن به این اسوههای
مشترک، نقش مهم خود را ایفا کند.
«حر بن يزيد رياحي» نخستين كسي بود كه راه را بر سفيران كربلا بست، ولي در پايان كار به اوج عزت و شرافت، يعني شهادت در راه حسين(عليه السلام)، دست يافت و خود را براي هميشه در صف آزاد مردان و احرار قرار داد و قبر و نامش را در تاريخ جاودانه كرد.
جنازه آن آزاد مرد را قبيله اش، بن رياح، از ميدان جنگ خارج كرد و در روستايي در 7 كيلومتري شمال غربي كربلا به خاك سپرد. همان جا كه امروزه به سبب وجود قبر او به « روستاي حرّ » معروف است. آستان مبارك آن شهيد در 370 ق به دستور عضدالدوله ديلمي ساخته شد. در 914 ق شاه اسماعيل صفوي، كه خود به زيارت اين آستان مشرف شده بود، به تجديد بناي آن پرداخت. اين بنا يك بناي ساده در ميان صحرا است كه به صورت يك چهار ديواري آجري و قلعه اي مستحكم به دستور مادر آقاخان محلاتي ساخته شده است. اين مزار صحن و گنبدي با كاشي آبي و ضريح نقره اي دارد. ناصر الدين شاه، كه آن جا را زيارت كرد، در آن دوران از خرابي و وضع نامطلوب و نگه داري بد آن بقعه به مدحت پاشا، حاكم كربلا، گلايه كرده و براي تعمير و نگه داري بهتر آن سفارش هايي كرده بود.
بنا بر اين گزارش، در 1330 ق تعميراتي در آن آستان انجام گرفت و ايواني در آن تعبيه شد. كتيبه بالاي اين ايوان نشان دهنده باني و تعمير كننده آن است: « قد عمر هذا المكان بهمة آقا حسين خان شجاع السلطان همداني دام ظله الفاني سنه 1330 ق ». در قسمت شرقي صحن، حجره هايي در دو طبقه جهت سكونت زائران ساخته شده و هنرمندان ايراني در 1396 ق، حرم را آينه كاري كردند.

حكايت شاه اسماعيل و تازگي زخم حر
در كتاب «تنقيح المَقال» مامَقاني نقل مي كند از حائري از سيّد نعمة الله جزائري در كتاب «أنوار نعمانيّه» كه او ميگويد: جماعتي از مردمان معتمد و موثّق براي من نقل كردند كه چون شاه إسمعيل بغداد را به تصرّف خود درآورد براي زيارت قبر حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام به كربلا آمد و چون از بعضي از مردم شنيده بود كه به حرّبن يزيد رياحي طعن مي زنند، به سمت قبر حرّ آمد و دستور داد قبر حرّ را نبش كنند. چون قبر حرّ را نبش كردند، ديدند كه به همان هيئت و كيفيّتي كه كشته شده است خوابيده است، و بر سر او دستمالي ديدند كه با آن سر حرّ بسته شده بود.
شاه اسماعيل در كتب تاريخي خوانده بود كه در واقعه كربلا كه سر حرّ مورد اصابت قرار گرفت و حضرت سيد الشهدا عليه السلام دستمال خود را بر سر حرّ بستند و حرّ با همان دستمال دفن شده است، براي باز كردن و برداشتن دستمال تصميم گرفت. چون آن دستمال را باز كردند خون از سر حرّ جاري شد بطوريكه از آن خون قبر پُر شد و چون دستمال را بستند خون باز ايستاد و چون دوباره باز كردند خون جاري شد. و هر چه كردند كه بتوانند آن خون را به غير از همان دستمال بندبياورند و از جريانش جلوگيري كنند ميسّر نشد. و از اينجا دانستند كه اين قضيّه موهبت الهي است كه نصيب حرّ شده است. شاه إسمعيل دستور داد قبّهاي بر مزار او بنا كردند و خادمي را بر آن گماشت تا آن بقعه را خدمت كند.
متن سئوال(شبهه) و پاسخ حضرت آیت الله مظاهری در پی می آید:
سوال: آیا قیام امام حسین «عليهالسلام» منجر به پیروزی شد یا شکست؟ اگر قيام ايشان پیروز شد، چرا باید در محرم و صفر عزاداری و شیون کنیم؟ در حالي که برای پیروزی جشن و شادی بر پا میکنند و شهداي کربلا هم در شب عاشورا شاد بودهاند. پس گريه و زاري ما براي چيست؟
پاسخ: هدف از قیام امام حسین«سلاماللهعليه» احیای دین در بين امّت اسلامي بود و با شهادت ایشان و اسارت خاندان نبی اکرم«صلّياللهعلیهوآلهوسلّم»، این هدف تحقّق یافت. بنابراین قیام آن حضرت منجر به پیروزی شد و موجي در عالم بر پا کرد، امّا اين موج نياز به ادامه داشت که اسارت خاندان وحي آن را ادامه داد.
پس از آن، موج سوّمي لازم است تا موج قيام آن امام بزرگوار را در نسلهاي بعدي تا قيامت منتشر کند و موج سوّم، در عزاداریها و گریه و زاري برای امام حسین«سلاماللهعليه» متحقّق شد و وظيفۀ شيعيان، با پيروي از ائمه طاهرين«سلاماللهعليهم»، زنده نگه داشتن و گسترش عزاداريها و انتقال آن به نسلهاي بعدي است.
امّا اين که شهداي کربلا در شب عاشورا شاد بودهاند، به خاطر رسيدن آنان به لقاي الهي بوده و ربطي به وظيفۀ ما ندارد و اين عقيده که بايد در عاشورا و ايام عزاداري، شاد باشيم، عقيدۀ انحرافي و خطرناکي است.
طی چند روز اخیر پیامکی با مضمون تهدید و به خطر افتادن حرم حضرت رقیه (س) در دمشق پایتخت سوریه در میان مشترکان اپراتورهای تلفن همراه منتشر و به طور گسترده پخش شد.
پس از انتشار این پیامک، یکی از مسئولان و متولیان آستان مقدس حضرت رقیه (س) با سایت شیعهآنلاین تماس گرفته و ضمن تکذیب مضمون پیامک اخیر، پشت پرده و علت انتشار اینگونه پیامکها را عنوان کرده است.
وی در اینباره گفته است: هر از چند گاهی یک بار پیامکی با مضمون تهدید و یا به خطر افتادن حرم حضرت رقیه (س) در میان مردم به طور گسترده منتشر می شود. تا به حال منبع اصلی ساخت و انتشار این پیامکها مشخص نشده اما به نظر میرسد وهابیون دست به چنین اقدامی میزنند.
وی در مورد علت ساخت و انتشار این پیامکها نیز اظهار کرده است: حرم حضرت رقیه (س) تنها حرم مطهری است که در خارج از خاک جمهوری اسلامی ایران به طور کامل توسط گروهی ایرانی اداره میشود و در واقع ایرانیان متولی آن هستند و دستاندرکاران آستان مقدس به شمار میروند.
این عضو آستان مقدس حرم حضرت رقیه (س) در ادامه افزوده است: بدون شک وهابیون از اداره شدن آستان مقدس حرم حضرت رقیه (س) توسط ایرانیان ناراحت و ناراضی هستند و مایلند که مدیریت این مکان از دست ایرانیان خارج شود. از همین رو هر از چند گاهی چنین پیامکهایی را ساخته و به طور گسترده منتشر میکنند تا به افکار عمومی القاء کنند که به خطر افتادن حرم حضرت رقیه (س) به خاطر ضعف در مدیریت است؛ لذا باید دستاندرکاران و متولیان آن تغییر یابند.
وی در پایان خاطرنشان کرده است: به رغم وضعیت نسبتا نامناسب امنیت در دمشق اما زائران و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و دلباختگان این بانوی سه ساله همچنان به زیارت حرم حضرت رقیه (س) میروند و آستان مقدس هم مانند گذشته و به طور طبیعی برنامههای فرهنگی خود را دنبال و برگزار میکند که این مساله، خشم وهابیون را برانگیخته است.
بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس(ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری قرار داده شده است که دارای طول 3 متر، عرض 2.20 و ارتفاع 2 متر می باشد. درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:
"بسم الله الرحمن الرحيم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا" (سورة الإنسان - آية 1)
"آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود"
زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است؛ در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که بر این مقبره شریف و در طول بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:

طاولي قـــــبة السماء اعتلاء واكسفى الشمس رفعة واجتلاء
در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.
انت للخلد صخرة اثبتـــــــــتها قوة الحـق في الحــــياة بنــــــاء
تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.
فيك كنز الإيـــــــمان طلسُمه الله فضاعت فيه القــرون هــــباء
گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.
هو رمز البقاء فــــــي فلك لم يحو الا ما سوف يلقى الـــفــناء
او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.
بطل الطـــف فيك والطف افق جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء
قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.
ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنياً تـــــــــسحر الروح روعة وصفــاء
آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.
ها هنا مشرق العقـــيدة زهوُ بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ
اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.
هاهنا جسمـــه الموزع مكنوزُ عليه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء
در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.
واليدان المقطوعــتان تشيران لمعنى أعــيى الحـــــــروف أداءُ
و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.
أيها الصخرة العظيمة باهــــي بعـــلاه الأملاك والأنــــــــــــبياء
ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.
رفع الله للحكيم مقامــــــــــــاً دونه يخـــــــشع الزمان أحتــذاء
خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.
اية الله مـــــــــــــا تحداه بــاغ بقــــــــــواه الا تـــلاشى عيــاء
نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.
أشاء أن يسبق الحياة بمعنى عنه أعــــني تفكـيرها أيــــــحاء
با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات زندگی پیشی بگیرد.
بعد ما أنشأ الضريــــح نشيداً أسكر الـــــــــــفن روعة وبهـــاء
پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.
أرسل الآية التي رفعـــــــــتها قدرة الحق في الخــــــــلود لواء
نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.
صخـــــــرة ابدعتها فكرة الفن فلاحــت قصـــــــــــــيــدة غــراء
صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.
وعليها رف مجـــد أبي الفضل فتزداد شــــــــــــــــــوكة وعلاء
در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث افزایش شوکت و عظمت آن شده است.
صان فيها للجعفــــــــرية شأنا قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء
در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.
بارك الله في عزيمة ابـــراهيم أذا حاكت القضاء مضـــــــــــــاء
اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.
صـــــــــــارع الحادثات تلاشت دونه وازدها بـــــــــــــــها كبرياء
با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید.
ذاکرعاشورایی110

به نام خدای بهار آفرین
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبّر اللیل و النّهار
و یا محوّل الحول والاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال
آمده نوروز هم از بامداد آمدنش فرخ و فرخنده باد
سلام بر بهار و شکوفایی ،وسلام بر شما عاشوراییان:
سال جدید 1392 که از سوی مقام معظم رهبری به نام حماسه سیاسی و اقتصادی نام نهاده شده است و با عطر فاطمی آغاز گردد را به تک تک شما و خانواده های محترمتان تبریک می گویم امیدوارم که به حول و قوه الهی در سال جدید حرکت های رو به رشدی خصوصا از نظر معنوی داشته باشید و سال جدید را با برنامه ای جدید و کسب درجات ایمانی قوی تر از قبل همراه با توفیق ارتباط با مهدی موعود عج آغاز نمایید .
خدا را شاکرم که باز فرصتی دیگر بر من نهاد و سال و بهارانی مجدد نصیبم شد تا بتوانم فرصتهای سوخته را در این فرصت جدید جبران نمایم وباحضوری فعالانه تر از گذشته درمیدان های دینی و انقلابی کشورم خصوصا در فضای مجازی حضور یافته و درجنگ نرم دشمن را با یاری خدا وهمراهی شما دوستان زمین گیر نمایم.
امید می رود که شما دوستانم همچون گذشته حقیر را همراهی و راهنمایی نمایید.
امیرمحسن سلطان احمدی
|
|

یکی از ویژگیهای ضریح جدید امام حسین(ع) مفاهیمی است که بر آن نقش بسته، که حاصل ساعتها کار تحقیقی در منابع اصلی روایی شیعی است.
در این یاداشت که یکی از جلسات سخنرانی موضوعی آیت الله آقا مجتبی تهرانی ره در خصوص قیام امام حسین ع می باشد که این عالم فقید به طور دقیق به بررسی قیام پرداخته اند: